حجت الاسلام علی رضا جهانشاهی، به ٢٣ ماه و نیم حبس، ٣٠ هزار تومان جریمه نقدی و ٣ سال ممنوع الورودشدن به سیرجان محکوم شد..
و اما بعد..
کلاهت را بالاتر بگذار آقای عدالت!
کلاهت را بالاتر بگذار تا شاید ببینی که تحت لوای تو و تحت امر تو، چه به روز عدالت آورده اند..
آقای عدالت، با خودم فکر می کنم که اگر تو خودت آمر و عامل این جنایت در حق عدالت نبوده باشی، یقینا به خاطر سکوت آشکارت و به خاطر حمایت پنهانت، اصلی ترین شریک جرم این بازی کثیف بوده ای.
گفتم شریک جرم و یادم آمد که این عدالت ستیزی ها و عدالت خواه ستیزی ها، در ویرانه ویرانه تر شده تو، نه تنها جرم نیست، که افتخاری است بس بزرگ و حتی لایق تشویق و پاداش های
کلان.
اما آقای عدالت، من از جرمی حرف می زنم که در دادگاه های تو بررسی نمی شود. من از جرمی می گویم که نه تو، و نه هیچ یک از حامیان ریز و درشت سرمایه دار و لیبرالت، در حد و اندازه قضاوت کردنش نیستند.
آری آقای عدالت! آنچه من جرم دانستمش، آنی است که در یوم تبلی السرائر و در آن روز که عدالت محض برپا می شود و عدالت خواهی به اوج اعلی خویش می رسد، مجرمینش را محاکمه خواهند کرد.
روزی که دادگاه عدل الهی براه می افتد و قاضی دادگاه نه تو و نه هیچ یک از یاران عدالت ستیزت نخواهید بود و چه بسا شمایان، اصلی ترین متهمان این دادگاه باشید.
روزی که قاضی عادلی به نام حق، حکومت خواهد کرد و دیگر نه زر به خرید عدالت خواهد آمد، نه زور برای عدالت خط و نشان خواهد کشید، و نه تزویر اثری در حکم عدالت تواند داشت.
و بدان که شاکی محکمه عدل فردا، نه جهانشاهی است و نه حتی دانشجویان عدالت خواه. که فردا روز، حضرت حق، هم شاکی این جرم پلید خواهد بود و هم بر مسند قضاوتش خواهد نشست و هم اجرای عدالت به دست خویش خواهد داشت.
و وای بر تو و بر یارانت در آن دم که عدل حکومت خویش آغاز کند و تو را به جرم آنچه امروز روا داشتی، به سخت ترین سختی ها محکوم و مجازات کند.
و اما بعد..
کلاهت را بالاتر بگذار آقای عدالت!
کلاهت را بالاتر بگذار تا شاید ببینی که تحت لوای تو و تحت امر تو، چه به روز عدالت آورده اند..
آقای عدالت، با خودم فکر می کنم که اگر تو خودت آمر و عامل این جنایت در حق عدالت نبوده باشی، یقینا به خاطر سکوت آشکارت و به خاطر حمایت پنهانت، اصلی ترین شریک جرم این بازی کثیف بوده ای.
گفتم شریک جرم و یادم آمد که این عدالت ستیزی ها و عدالت خواه ستیزی ها، در ویرانه ویرانه تر شده تو، نه تنها جرم نیست، که افتخاری است بس بزرگ و حتی لایق تشویق و پاداش های
اما آقای عدالت، من از جرمی حرف می زنم که در دادگاه های تو بررسی نمی شود. من از جرمی می گویم که نه تو، و نه هیچ یک از حامیان ریز و درشت سرمایه دار و لیبرالت، در حد و اندازه قضاوت کردنش نیستند.
آری آقای عدالت! آنچه من جرم دانستمش، آنی است که در یوم تبلی السرائر و در آن روز که عدالت محض برپا می شود و عدالت خواهی به اوج اعلی خویش می رسد، مجرمینش را محاکمه خواهند کرد.
روزی که دادگاه عدل الهی براه می افتد و قاضی دادگاه نه تو و نه هیچ یک از یاران عدالت ستیزت نخواهید بود و چه بسا شمایان، اصلی ترین متهمان این دادگاه باشید.
روزی که قاضی عادلی به نام حق، حکومت خواهد کرد و دیگر نه زر به خرید عدالت خواهد آمد، نه زور برای عدالت خط و نشان خواهد کشید، و نه تزویر اثری در حکم عدالت تواند داشت.
و بدان که شاکی محکمه عدل فردا، نه جهانشاهی است و نه حتی دانشجویان عدالت خواه. که فردا روز، حضرت حق، هم شاکی این جرم پلید خواهد بود و هم بر مسند قضاوتش خواهد نشست و هم اجرای عدالت به دست خویش خواهد داشت.
و وای بر تو و بر یارانت در آن دم که عدل حکومت خویش آغاز کند و تو را به جرم آنچه امروز روا داشتی، به سخت ترین سختی ها محکوم و مجازات کند.
+ نوشته شده در سه شنبه بیست و نهم مرداد 1387ساعت 20:21  توسط جمعي از دانشجويان عدالتخواه
|
