تبليغاتX
فريادگر عدالت

فريادگر عدالت

وبلاگ روحاني انقلابي و ولايت مدار حجت الاسلام علیرضا جهانشاهي

حجت الاسلام علیرضا جهانشاهی به 23 ماه و نیم حبس، 30 هزار تومان جریمه نقدی و 3 سال ممنوع الورود به سیرجان محکوم شد.
به گزارش سایت عدالتخواهی، دادگاه ویژه روحانیت بالاخره پس از هفته ها، حکم حجت الاسلام علیرضا جهانشاهی، طلبه انقلابی سیرجانی، را که به دلیل پیاده روی اعتارض آمیزش در عدم برخورد با مفاسد اقتصادی و زمین خواری چند هفته ای در بازداشت به سر می برد، اعلام کرد.
دادگاه ویژه روحانیت، این طلبه عدالتخواه را به 23 ماه و نیم حبس، 30 هزار تومان جریمه نقدی و 3 سال ممنوع الورود به سیرجان محکوم نمود. و جرم ایشان را تشویش اذهان عمومی عنوان کرد.
دادگاه ویژه روحانیت، پیش از این پیاده روی اعتراض آمیز این طلبه سیرجانی، را رفتاری خلاف شأن روحانیت دانسته بود و وی را در حوالی آباده فارس بازداشت کرده بود و بدین گونه دادگاه ویژه روحانیت، شأن روحانیت را تبیین و تفسیر کرد.

مسئولین دادگاه که از وی درخواست تجدیدنظر داشتند وی با نوشتن عبارت «بسم الله القاصم الجبارین» با درخواست انها مخالفت کرد و عنوان کرد که اگر سالهای سال زندانی ام کنید نمی توانید مرا از راه حقی که بدان اعتقاد و یقین دارم منصرفم کنید. شما هم به جای برخورد با امثال من، که جرمی مرتکب نشده ایم، به برخورد با زمین خحواران و مفسدین اقتصادی بپردازید.
+ نوشته شده در  سه شنبه بیست و نهم مرداد 1387ساعت 20:37  توسط جمعي از دانشجويان عدالتخواه  | 

حجت الاسلام علی رضا جهانشاهی، به ٢٣ ماه و نیم حبس، ٣٠ هزار تومان جریمه نقدی و ٣ سال ممنوع الورودشدن به سیرجان محکوم شد..

و اما بعد..

کلاهت را بالاتر بگذار آقای عدالت!

کلاهت را بالاتر بگذار تا شاید ببینی که تحت لوای تو و تحت امر تو، چه به روز عدالت آورده اند..

آقای عدالت، با خودم فکر می کنم که اگر تو خودت آمر و عامل این جنایت در حق عدالت نبوده باشی، یقینا به خاطر سکوت آشکارت و به خاطر حمایت پنهانت، اصلی ترین شریک جرم این بازی کثیف بوده ای.

گفتم شریک جرم و یادم آمد که این عدالت ستیزی ها و عدالت خواه ستیزی ها، در ویرانه ویرانه تر شده تو، نه تنها جرم نیست، که افتخاری است بس بزرگ و حتی لایق تشویق و پاداش های
 
کلان.
اما آقای عدالت، من از جرمی حرف می زنم که در دادگاه های تو بررسی نمی شود. من از جرمی می گویم که نه تو، و نه هیچ یک از حامیان ریز و درشت سرمایه دار و لیبرالت، در حد و اندازه قضاوت کردنش نیستند.

آری آقای عدالت! آنچه من جرم دانستمش، آنی است که در یوم تبلی السرائر و در آن روز که عدالت محض برپا می شود و عدالت خواهی به اوج اعلی خویش می رسد، مجرمینش را محاکمه خواهند کرد.

روزی که دادگاه عدل الهی براه می افتد و قاضی دادگاه نه تو و نه هیچ یک از یاران عدالت ستیزت نخواهید بود و چه بسا شمایان، اصلی ترین متهمان این دادگاه باشید.

روزی که قاضی عادلی به نام حق، حکومت خواهد کرد و دیگر نه زر به خرید عدالت خواهد آمد، نه زور برای عدالت خط و نشان خواهد کشید، و نه تزویر اثری در حکم عدالت تواند داشت.

و بدان که شاکی محکمه عدل فردا، نه جهانشاهی است و نه حتی دانشجویان عدالت خواه. که فردا روز، حضرت حق، هم شاکی این جرم پلید خواهد بود و هم بر مسند قضاوتش خواهد نشست و هم اجرای عدالت به دست خویش خواهد داشت.

و وای بر تو و بر یارانت در آن دم که عدل حکومت خویش آغاز کند و تو را به جرم آنچه امروز روا داشتی، به سخت ترین سختی ها محکوم و مجازات کند.
+ نوشته شده در  سه شنبه بیست و نهم مرداد 1387ساعت 20:21  توسط جمعي از دانشجويان عدالتخواه  | 

آقا سلام...

حالتان خوب است؟

آقا خبرها را خواندید؟

علیرضا جهانشاهی طلبه سیرجانی

به 23 ماه حبس و تبعید محکوم شد!

به جرم...

تشویش اذهان خصوصی !

به جرم...

مبارزه با زمین خواران!

آقا...

پس لطف کنید نیایید

اوضاع قمر در عقرب است!

زبانم لال شما را هم می گیرند...!

به جرم...

عدالت خواهی

به جرم...

عدالت گستری

یک انگ می زنند به شما به این گنده گی!

به شما می گویند:

سیاسی کار!

نفوذی!

نعوذ بالله همین....................

.......................نقطه چین ها

که نمی توان نوشت!

حالا بیایید ثابت کنید...

حرفتان حق است

هیچ کس باور نمی کند!

این جا حق فرمولیزه شده است!

اگر آویزان جناح و حزبی باشی

حرفت خریدار دارد

اگر مجیز گوی بالا نشینان باشی...

حتی اگر دهانت لق باشد!

حرفت حق است...

آقا...

این جا قاضی ها با حکمشان

شاه کار می کنند!

یعنی همان کاری را می کنند

که شاه ملعون می کرد...

آقا...

این ها را از من نشنیده بگیرید!

فقط لطف کنید...حالا...حالاها

نیایید!

این جا...

واژه هایی چون...

عدالت...عدل...ظلم...مظلوم

آقازاده!...

...زمین خواری و...

را سرچ می کنند!

و بعد از آن

دهان گوینده!

ذهن نویسنده!

چشم عکاس را

فیلتر می کنند!

آقا...

سرتان را درد نمی آورم!

ببخشید که مزاحمتان شدم

خدا نگهدارتان

به امید دیدار...

راستی آقا...

یادم رفت بگویم...

میلادتان مبارک

منبع: عدالتخانه

+ نوشته شده در  سه شنبه بیست و نهم مرداد 1387ساعت 20:19  توسط جمعي از دانشجويان عدالتخواه  | 

«جایگاه مدرک در اجتماع و جایگاه اخلاقیات در مبارزه عدالتخواهانه»

یکی از ویژگی های جوامع عقب نگه داشته، درد مدرک گرائی است تا جائی که ارزش و مقام اجتماعی انسان ها نه برمبنای لیاقت، سخت کوشی و آرمان های عدالتخواهانه، بلکه بر مبنای مدرک و رتبه آنها تعیین می شود.
 
در جوامع "پیشرفته" غرب اگر چه با مساله مدرک گرائی بعنوان منزلت اجتماعی روبرو نیستیم، ولی علم، مدرک و دانشمندان در چنان بستری پرورش پیدا می کنند که تحت شرایط خاص و پیچیده، نه در خدمت معضلات بشری بلکه در خدمت تثبیت نظام های غیرعادلانه سلطه گری و سرمایه سالاری قرار می گیرند. بسیاری از دانشمندان آگاه شده غربی بارها اذعان کرده اند که در صورت آگاهی به این حقیقت که از کشفیات آنها در خدمت به اهداف ضد بشری استفاده خواهد شد، ترجیح می دادند در جهل بمانند. به قول مولانا:   علم اگر از تو به نستاند          جهل از آن علم به بود بسیار

در ایران با تسلط چندین هزار ساله شاهان فئودال و سپس شاهان نوکر غرب، مقام اجتماعی انسان ایرانی، هم تحت تاثیر عناوین، القاب و رتبه های بی پایه سرسپردگان دربار قرار گرفت و هم نوعی غرب پرستی و مدرک گرائی رایج شد که محصول نفوذ فرهنگ سلطه در جامعه ما بود. حتی مدارک جعلی غرب می توانست روشنفکر ایرانی را در مقام ویژه اجتماعی قرار دهد. بعبارت دیگر اهمیت اجتماعی روشنفکر ایرانی یا بر مبنای عنوان، مقام و مدرک تعیین می شد یا بر مبنای درجه نزدیکی او به غرب "پیشرفته". این هویت کاذب سدی بود در مقابل بخش عظیمی از نیروهای ارزنده جامعه که قادر بودند با بهره برداری از آموزش بومی، پشتکار، تلاش و تقوا در جایگاه مدیریت، تولید، ادارات دولتی و کارخانه ها قرار گیرند. میلیونها انسان می توانستند به جای آرزوی کسب مقام از طریق مدرک با آموزش کوتاه مدت و موثر، دارای ارزش اجتماعی واقعی شوند و به نیروی عمده در توسعه و پیشرفت جامعه تبدیل گردند.

اگر چه انقلاب بزرگ ما ضربه اساسی به هر دو فرهنگ زده است، ولی به نظر می رسد که بقایای نامطلوب آن هنوز با قدرت به مقاومت خود ادامه می دهد. در ماجرای آقای کردان بروز هر دو فرهنگ کاملا مشاهده می شود. چرا؟ 

چنانچه مدرک آقای کردان جعلی باشد و عمل خلاف و غیراخلاقی ایشان در دادگاه صالحه ثابت شود، نشان دهنده این واقعیت است که هم شرایط و قوانین اجتماعی و هم خود آقای کردان حاملین فرهنگ گذشته هستند. تسلیم به فرهنگ ارزش گذاری بر مبنای مدرک دکترا از یک دانشگاه معتبر غربی باعث شده که آقای کردان برای خدمت به جامعه و اهداف خود به یک عمل غیراخلاقی متوسل شود. در عوض ایشان می باید با اتکاء به نفس و با پشتکار ضمن خدمت به مردم با این گونه ارزش گذاری ها مبارزه می کردند، حتی اگر پست وزارت و مقام های ادرای به عنوان هزینه چنین مبارزه ای پرداخت می شد. 

اما از این مساله که بگذریم، سوال این است که واقعا جنجال بر سر مدرک جعلی و عملکرد غیراخلاقی آقای کردان است یا چیز دیگری؟

شواهد، مباحث و داده های موجود حول و حوش این جریان، خلاف این ادعا را ثابت می کند. به نظر می رسد عملی نادرست و غیراخلاقی با شیوه غیراخلاقی تر و غیراصولی تر به چالش کشیده شده است. گرچه افراد زیادی در این مورد نوشته و ابراز نظر کرده اند ولی کوشش و پشتکار بی سابقه آقای توکلی جهت گرفتن استعلام از دانشگاه آکسفورد و افشای "تمام و کمال" مدرک جعلی آقای کردان این شبهه را ایجاد می کند که عملکرد غلط و غیراخلاقی آقای کردان به دسیسه ای برای یک مبارزه سیاسی تبدیل شده است

ای کاش ما در جامعه ای زندگی می کردیم که با متخلفین اخلاقی با همین شدت و سرعت برخورد می شد، اما متاسفانه چنین جامعه ای هنوز بوجود نیامده و واقعیت در داخل ایران هم خلاف این خواسته را ثابت می کند. 

کافی است به برج های خالی و سربه فلک کشیده نگاه کنید تا متوجه شوید چگونه چهره شهر تهران به شکل بی قواره و بی ضابطه تغییر کرده است. نه تنها قیمت مسکن را به طور سرسام آور بالا برده، بلکه محیط زیست و هوای سابقا نه چندان خوب تهران را صدها برابر بدتر کرده است. آیا کاری غیراخلاقی تر از ریزش سرمایه سرمایه سالاران در ارقام نجومی به بخش مسکن وجود دارد؟ مسوولیت اخلاقی عدم رسیدگی، نبودن ضوابط درست، بازگشتن رانت خواران و سودجویان با چه کسی است؟ مجوز این کارها را چه کسانی صادر کرده اند؟ چرا سرمایه ها در راه ایجاد شهرهای جدید، ایجاد کارخانه و تولید کار برای ساکنین شهرهای جدید جهت امکانات رفاهی وانتقال مردم به خارج از تهران صرف نشد؟

جواب واضح و روشن است. مسلما نیروی فشار، رانت خوارانی بودند که هدفشان رسیدن به ثروت های افسانه ای بدون زحمت در کمترین مدت زمانی بوده است. دیگر بماند که چگونه می توان انتقال سرمایه های کشور در حال محاصره ایران را برای رشد اقتصاد دبی و کانادا اخلاقی دانست!

توقع از آقای توکلی به عنوان نماینده مردم تهران این است که مردم را قانع کنند چرا حکم دادگاه علیه طلبه سیرجانی اخلاقی تر از جعل مدرک است؟ چرا به جز جنبش دانشجویان عدالتخواه، هیچ یک از معلمین اخلاقیات به این حکم انتقاد و یا اعتراض نکردند.

بنابراین از آقای توکلی و دوستان دیگر می باید انتظار داشت مسائل را بیشتر باز کرده و دلیل اصلی مخالفت با انتصاب آقای کردان در پست وزارت کشور را توضیح دهند که مسلما یکی از آن دلائل هم می توانست جعل مدرک باشد. پنهان کردن اختلاف سیاسی و تنها برجسته کردن مدرک جعلی به عنوان مشکل اصلی عملی غیر عادلانه تر می باشد. 

در آمریکا، به ویژه در مواقع انتخابات، استفاده از "اخلاقیات" به یک وسیله برای مبارزه سیاسی و نابود کردن حریف تبدیل می شود. مثلا اگر سناتوری از حزب دمکرات موضعی بر خلاف هیات حاکمه آمریکا بگیرد، جمهوریخواهان معتقد به بازار آزاد او را به علت ارتکاب به کار غیراخلاقیِ پرداختن چهارصد دلار برای اصلاح موی سر و یا رابطه نامشروع با زنان افشا و محکوم می کنند تا اهداف سیاسی خاصی را به پیش برند. در حالی که سوء استفاده های میلیارد دلاری بنگاه های عظیم در دادگاه های عالی ایالات متحده در تحلیل نهائی به نفع سرمایه داران بزرگ حل می شود، هزاران دادگاه محلی در آمریکا، هزاران جوان سیاه پوست و رنگین پوست را به علت دزدیدن یک بلوز و یا تعدادی شکلات تحت عنوان زیرپا گذاشتن "اخلاقیات" روانه زندانها می کنند. آیا این چیزی به جز حاکمیت اخلاقیات سرمایه سالاری است؟ 

آیا آموزه های حضرت مسیح که آقای بوش و حزبش خود را وارث بلامنازع او می دانند چنین اخلاقیاتی را ترویج و به فرهنگ جامعه آمریکا تبدیل کرده است؟ البته خیر. در موقع سیل "کاترینا" در آمریکا که مردم گرسنه به فروشگاه ها هجوم برده بودند و اجساد به روی آب برای روزها مانده بود، صحبت از "دزدی از فروشگاه ها" مطرح بود. حفاظت از اجناس فروشگاه های سرمایه داران اولویت داشت تا جمع کردن اجساد

بنابراین معادله درست از آب در نمی آید. از این جهت که معلوم نیست اصل ماجرا و اختلاف اصلی بر سر چیست؟ باید نقش اجتماعی، سیاسی بویژه برخورد آقای کردان با عدالتخواهی برای ما روشن گردد. 

در اینجا می باید تاکید شود که هدف این مقاله، نه زیر سوال بردن ارزش بسیار مهم مدرکی است که دانش پژوهان با کار سخت بدان دست پیدا می کنند و نه دفاع از کار کاملا غیراخلاقی جعل مدرک می باشد. بلکه ماجرای آقای کردان باعث شد که جایگاه مدرک و جایگاه اخلاقیات در جوامع بررسی شود و بر نقش رعایت عدالت در چنین مواردی تاکید گردد.

جامعه عدالتخواه تلاش دارد با ایجاد فرهنگ فکری متفاوت، استفاده از علم و دانش را در خدمت بشریت و برای رفع معضلات بشری هدایت کند، نه وسیله ای برای خود پسندی و برتری طلبی. مسلما اخلاقیات در جامعه مهم است، اما در جامعه ناعادلانه اخلاقیات نیز مثل هر واژه دیگری به وسیله ای برای اعمال بی عدالتی تبدیل می شود.

امید است کسانی که در مورد جعل مدرک آقای کردان حساسیت به خرج می دهند به این کار ادامه دهند، ولی جایگاه مبارزه سیاسی و عدالتخواهی را تا سطح اخلاقیات و جعل مدرک تنزل ندهند و موارد متعدد غیراخلاقی به مراتب زیان بارتر از این مورد را نیز مطرح کنند. در عین حال برای رعایت یکی دیگر از اصول اخلاقی صداقت به خرج دهند و مشکل اساسی شان را با آقای کردان با مردم در میان بگذارند تا مردم نیز بر مبنای مواضع سیاسی آقای کردان بتوانند صلاحیت و یا عدم صلاحیت ایشان را مورد قضاوت قرار دهند

منبع: عدالتخانه

+ نوشته شده در  سه شنبه بیست و نهم مرداد 1387ساعت 20:18  توسط جمعي از دانشجويان عدالتخواه  | 

بنا به آخرین اخبار رسیده از سیرجان، فردا، (شنبه 12 مرداد) اولین جلسه محاکمه حجت الاسلام علیرضا جهانشاهی در محل دادگاه ویژه روحانیت شیراز برگزار می شود.

جهانشاهی، طلبه انقلابی سیرجانی است که پس از طی تمامی مراحل قانونی در مدت نزدیک به پنج سال و پس از اتمام حجت با مسئولین شهری و استان کرمان برای برخورد با زمین خواران و مفسدین اقتصادی این شهرستان و فقدان عزم و اراده مسئولین استانی برای رسیدگی به این پرونده، در سالروز شهادت حضرت فاطمه الزهرا(س)، پیاده روی اعتراض آمیزش را به سمت تهران، آغاز کرد و پس از هفته ها و طی مسیری طولانی، رفتارش مغایر با شأن روحانیت عنوان شد و در حوالی آباده فارس بازداشت و به شیراز منتقل شد.

دادگاه ویژه روحانیت پس از هفته ها بازداشت و سکوت مطلق و عدم پاسخگویی درباره این پرونده، فردا جهانشاهی را محاکمه می کند. دادگاه ویژه روحانیت از جهانشاهی تقاضای وکیل معمم(روحانی) نمود ولی تاکنون تلاش خانواده و حامیان جهانشاهی برای یافتن وکیل معمم(روحانی) ناموفق بوده است.

امید که شأن روحانیتی که دادگاه ویژه روحانیت مدعی عدم رعایت آن توسط جهانشاهی شده است، با رسالت انقلابی روحانیون و ضرورت امر به معروف و نهی از منکر همگانی و منشور روحانیت حضرت امام خمینی(ره) تضاد و تنافی نداشته باشد.( منبع:واحد ارتباطات جنبش عدالتخواه دانشجویی/ و سایت مطالبه)

+ نوشته شده در  جمعه یازدهم مرداد 1387ساعت 18:32  توسط جمعي از دانشجويان عدالتخواه  | 

عضو شورای شهر سیرجان گفت: نباید بگذاریم جایگاه شوراهای شهر به عنوان نماینده مردم تضعیف شوند.

محمد ایران نژاد در گفتگو با خبرگزری مهر اظهار داشت: تقاضای تغییر کاربری‌های اراضی شهر باید توسط شورای شهر تصویب و از سوی شهرداری به کمیسیون تغییر کاربری استان ارسال شود حال آنکه اخیرا زمینی به ارزش بالا در شهر سیرجان بدون نظر شورا تغییر کاربری داده شده است.

رئیس کمیسیون فرهنگی شورای شهر سیرجان تاکید کرد: این اقدامات به جایگاه شورای شهر به عنوان منتخبین مردم، لطمه وارد می کند.

این عضو شورای شهر سیرجان ادامه داد: به عنوان اعتراض به تغییر کاربری غیرقانونی اراضی سیرجان، استعفا داده ام و تا زمانی که تغییر کاربری زمین کارخانه قند مشخص نشود به اعتراضات خود ادامه می دهم.

سرلشکر ایران نژاد چندی پیش از حجت الاسلام علیرضا جهانشاهی به خاطر پیگیری هایش در مبارزه با زمین خواری این شهرستان حمایت کرده بود و مقاله مفصلی درباره علل و عوامل زمین خواری در خبرگزاری ایسنا منتشر کرده بود.
+ نوشته شده در  چهارشنبه نهم مرداد 1387ساعت 12:45  توسط جمعي از دانشجويان عدالتخواه  | 

حضرت آیت اله هاشمی شاهرودی، رئیس قوه قضائیه!

رسالت اصلی قوه قضائیه، رسیدگی به حقوق مردم، گسترش عدالت، بازرسی و دادرسی است. این دستگاه، مهمترین کانون مبارزه و برخورد با مفسدین و مجازات و محاکمه آنهاست.

لیکن به دلایل متعدد از جمله تعریف رسالت جدید برای این قوه از سوی جنابعالی، مبنی بر حمایت از سرمایه گذاری!، عملکرد این قوه در مبارزه با مفاسد اقتصادی به معرفی آفتابه دزدها و تعداد اندکی از مفسدین بدون پشتوانه و برخورد با اراذل و اوباش و معتادان ـ که خود زائیده مفاسد اقتصادی و شکاف طبقاتی ناشی از آن است ـ محدود شده است.

پرونده شهرام جزایری، یکی از خرده مفسدین اقتصادی، از بدو شکل گیری تاکنون گویای مشکلات این قوه در دوران ریاست طولانی جنابعالی بر آن است که پیش از آن، از آن به عنوان «ویرانه قضایی» یاد نموده اید! اما عملکرد مدیریت  9 ساله شما بر این دستگاه، در اذهان عمومی و افکار مردمی این تصور را ساخته است که این ویرانه در این مدت، به «مخروبه قضایی» تبدیل شده است. کافی است جهت اثبات این ادعا و جایگاه این قوه در اذهان مردم، نظر سنجی جامع و نه فرمایشی، صورت بگیرد تا بدانید و دریابید عموم مردم، اصلا" امیدی به این دستگاه عظیم پرمدعا ندارند و بزرگترین سرمایه را که همان اعتماد و امیدواری مردم است، در پشت سر خویش ندارد!

 در نزد افکار عمومی، این دستگاه نه تنها با دستگاه قضایی اسلامی و عدالت علوی همخوانی ندارد چه بسا با فرسنگ ها فاصله، شاید در برخی موارد در تقابل صریح با آن باشد که مجال پرداختن به آن نیست.

جناب آقای هاشمی شاهرودی، بزرگ منادی حمایت از سرمایه گذاری!

دستگاه قضایی که باید با معترضین به بیت المال و مفسدین اقتصادی، شدیدترین برخوردها را بنماید در دوران مدیریت طولانی مدت شما، شدیدترین و سریع ترین برخوردها را عدالتخواهان و پیگیری کنندگان مبارزه با مفاسد داشته است.

دستگاه قضایی در دوران جنابعالی، با برخورد با مفسدین و متخلفین، نگران آبروی نظام و انقلاب اسلامی در صورت کوتاهی احتمالی در این امر حیاتی باشد، بیشتر نگران آبروی محکومین ـ و نه متهمین ـ به فساد اقتصادی است و از عمل به «قانون تشهیر»(اعلام اسامی مفسدین اقتصادی) سرباز می زند.

دستگاه قضایی که باید با قاطعیت با دانه درشتها و سردمداران مفاسد اقتصادی برخورد کند، چنان با آفتابه دزدها با قاطعیت و سرعت برخورد می کند که سالهاست که حسرت چنین برخوردی با دانه درشت و عوامل اصلی مفسدین اقتصادی را در دل مردم به جای گذاشته است.

چگونه باید این تناقض بزرگ را توجیه کرد که دستگاه قضایی تحت امر جنابعالی، اجازه انتشار تصاویر کیف قاپان و آفتابه  دزدها را به رسانه ها و مطبوعات می دهد، اما از قانون اعلام اسامی مفسدین اقتصادی سرباز می زند!

دستگاه قضایی در دوران مدیریت شما، بیش از اینکه خود مطیع و تابع و پایبند قانون اساسی و رسمی این کشور باشد، نه تنها از عوامل اصلی عدم رعایت قانون خصوصا قانون تشهیر است، بلکه در برابر قانون رسمی این کشور می ایستد و حتی مانع نظارت منتخبان ملت در مجلس شورای اسلامی می شود.

جناب آقای هاشمی شاهرودی، بزرگ حامی سرمایه گذاری در کشور!

حضرتعالی علیرغم تأکیدات مقام معظم رهبری(حفظه الله) بر هم جهتی امنیت سرمایه گذاری و مبارزه با مفاسد اقتصادی، به خلط این دو مقوله پرداخته اید و چنان در حمایت از سرمایه گذاری گوی سبقت را از دیگران ربوده اید که گویا، سرمایه گذاری در کشور، جز حضرتعالی مدافع و متصدی دیگری ندارد و این تلقی پیش امده که وظیفه برخورد با مفاسد اقتصادی، وظیفه دیگر قوا و تشکلهای دانشجویی است و این شائبه پیش آمده است که دستگاه تحت امر جنابعالی، در این زمینه، هیچ وظیفه و رسالتی برای خود نمی بیند و نمی داند!

حضرت آیت اله هاشمی شاهرودی!

لابد یادتان نرفته است که موضع گیری حضرتعالی و دستگاه قضایی در امر حمایت از سرمایه گذاری، آن چنان وظایف دیگر این دستگاه ـ که وظایف اصلی و اولیه و قانونی این دستگاه است ـ را تحت الشعاع قرار داده بود که دانشجویان در بیانیه های مختلف در طول سه سال اخیر، از حضرتعالی خواسته اند که حمایت از سرمایه گذاری را به متولی اصلی آن یعنی دولت واگذار نمائید و رسالت اصلی خود در برخورد با مفسدان اقتصادی را فراموش نکنید! چنین موضع گیری دانشجویان بیش از هر چیزی بر فاصله گرفتن دستگاه تحت امر شما، از مسیر قانونی، عرفی و آرمانی خویش است که در تاریخ دستگاه قضایی ـ و شاید هم در جهان اسلام ـ بی نظیر باشد. صد افسوس که حضرتعالی، توجهی به این خواسته متین و منطقی دانشجویان و دلسوزان انقلاب نکرده اید!

آیت اله هاشمی شاهرودی، منادی بزرگ توسعه قضایی!

طولانی شدن پرونده های مفاسد اقتصادی در دستگاه تحت امر جنابعالی، آنقدر طولانی می شود که به مرور زمان ممکن است پرونده به فراموشی سپرده شود و شاید حتی از موضوعیت بیفتد! که بعید هم نیست بارها افتاده باشد!

پروند های زمین خواری های مختلف، در محاکم به بهانه های مختلف معطل می مانند اما طلبه معترض به زمین خواری در کمتر از دو ماه، با بهانه جویی عده ای و به جرم «تشویش اذهان عمومی»!  محکوم می شود و در کمتر از هشت ماه، دو بار بازداشت می شود؟ آیا قابل قبول است که مدیر کل دادگستری همان استان، حتی نتواند نام یک پرونده مختومه مفاسد اقتصادی را ذکر نماید؟ آیا این خواسته غیر منطقی و غیر عقلایی است که دستگاه قضایی با مفسدین اقتصادی و زمین خواری برخورد کند؟ یا حتی، آرزوی مبارزه با مفسدین اقتصادی و زمین خواریها را بر جوانان این مرز و بوم عیب می دانید؟!

حضرت آیت اله هاشمی شاهرودی!

حتما" در جریان پرونده زمین خواری های گسترده سیرجان هستید مثل خیلی دیگر از مسئولان ادرات و نهادها و قوا و حتما هم نام علیرضا جهانشاهی، طلبه سخت کوش و مبارز شهرستانی را شنیده ای و لابد مثل خیلی های دیگر، در دل وی را تحسین کرده اید!

زمین خواریهای این شهرستان هم نزدیک به شش سالی است که در کل منطقه و سه سالی است که در کل کشور پیچیده است. تلاشهای این طلبه انقلابی و اعتراضات مردمی این منطقه و جوانان و دانشجویان سراسر کشور نشان داد که باید از دستگاه قضایی تحت امر شما، انتظار واقعی داشته باشند یا مأیوس باشند اما ناامیدی مردم و دانشجویان، از شما سلب مسئولیت نمی کند. حرکت لاک پشتی همکاران حضرتعالی در منطقه در برخورد با مفسدین و فرصت پنج شش ساله، ولی بسیار کوتاه برای همکارانتان در منطقه!، این مسأله را در ذهن بسیاری از ما جوانان این مرز و بوم به وجود آورده است که شاید در زمان حیات خویش، شاهد مجازات زمین خواران و متخلفین این منطقه نباشند، چرا که ممکن است عمر این نسل کفاف ندهد!

 لذا از حضرتعالی انتظار داریم با تسریع در پیگیری این پرونده، شاهد برخورد با مفسدین، زمین خواران و متخلفین این منطقه در کمتر از 50 سال آینده باشیم تا چنین آرزویی را با خود به گور نبریم.

والسلام علیکم و رحمه الله و برکاته

االهم ثبت قلوبنا علی آمالنا

جمعی از دانشجویان و جوانان پیگیر مبارزه با زمین خواری سیرجان

منبع: سایت مطالبه
+ نوشته شده در  چهارشنبه نهم مرداد 1387ساعت 12:44  توسط جمعي از دانشجويان عدالتخواه  | 

برخورد با مافیای نفت، مافیای سیگار، گیرندگان وامهای کم بهره کلان، رشوه های میلیاردی و مفاسد مدیریتی دانشگاه آزاد اسلامی، پیچاندن گوش مدیران متخلف، فرستادن بچه های مدیران فلان به دانشگاه آزاد، ادب کردن مسئولان خاطی، برخورد با مافیای گسترده در سه عرصه فرهنگی، اقتصادی و سیاسی و... حرفهایی است که بارها طی این سه سال از سوی شما تکرار شد و از سویی دیگر برخورد با فعالان دانشجویی تشکلهای دانشجویی منتقد و مستقل متعهد و عدم مجوز دادن به تشکلهای دانشجویی منتقد از سوی وزارت علوم پرمدعا و انتقادناپذیر متملق پرور و برای خودش تمدن ساز!، برخورد با عدالتخواهان و منتقدان و معترضان از سوی نیروهای دولتی و امنیتی منسوب دولت شما بدون پاسخگویی و ارائه دلایل قانع کننده، تماس با خانواده های دانشجویان معترض و منتقد متعهد و تهدید آنها به اخراج از سوی منسوبین شما و شورای عالی انقلاب فرهنگی در دانشگاهها، توهین به منتقدان و برنتافتن هر گونه انتقاد و اعتراضی و مخالف و معاند دانستن آنها از سوی نزدیکان و حتی منسوبین شما! نمونه کوچکی از مسائلی بود که ما بارها آن را طی این سه سال در عمل و واقعیت جامعه و دانشگاه  مشاهده کرده ایم.

اگرچه، ما همه این نوع برخوردها را به پای شخص شما نمی گذاریم ولی معتقدیم آنها از عدم برخورد، تسامح و یا عدم نظارت یا نظارت ضعیف شما، جولان بیشتری می دهند و البته، همه اینها در تاریخ به پای شخص شما و دولت شما نوشته می شود؛ چنانچه کارهای منسوبین و مسئولین دولتهای قبل به روسای جمهور پیشین نوشته شده، هر چند شاید نخواسته باشند! همان سیاستها و افعالی را که ـ برخی از آنها را به حق و ـ  به شدت به باد انتقاد گرفته اید! لذا اگرچه شاید خود نخواسته باشید، ولی توان برخورد و شجاعت برکناری و تغییر رویکرد دارید که هنوز هم دیر نشده است و هنوز هم بسیار به شما امیدواریم! به جهات مختلف، هم از نظر سلامت مالی و هم عدم وابستگی اقتصادی و هم قاطعیت و شجاعت و هم به خاطر شعارهایی که می دهید! سوای اینکه تا چه حد توانسته اید آنها را عملی سازید! اگرچه شاید برایتان تلخ باشد اما شنیدن و خواندن این نامه انتقادی، برای یک مدعی عدالت، بسیار ضروری و حیاتی است. و این نامه هم از باب اینکه نامه ها را می خوانید و همچنان امیدی به شما هست که در صدد اصلاح سیاست ها و رویکردهای خویشید، نوشته می شود تا بدانید همواره جمعی از دانشجویان منتقد و ارزشی، همواره آرمانهای انقلاب و اسلام را از مسئولین مطالبه می کنند، علی الخصوص از شما که با شعار عدالت و مبارزه با فساد روی کار آمدید!

 جناب آقای رئیس جمهور عدالت شعار!

سخن، این بار، درباره زمین خواری سیرجان، برخورد با معترضین و طلاب و دانشجویان و جوانان عدالت طلب این منطقه، عدم برخورد با زمین خواران و مفسدین این شهر و کوتاهی و مسامحه و شاید همکاری مسئولین دولتی و امنیتی و اطلاعاتی منسوب دولت شماست. قضیه زمین خواری سیرجان و پیگیری های علیرضا جهانشاهی، طلبه انقلابی و متعهد این منطقه را قطعا چند سالی است که شنیده اید و آخرین بار هم، در دیدار اخیرتان با دانشجویان دانشگاه امام صادق(ع)، درباره آن مورد سئوال و مواخذه قرار گرفتید که متأسفانه در کمال تعجب و بی توجهی و بی رغبتی تمام به یکی از مسائل حیاتی جنبش دانشجویی کشور، به دکتر الهام دوست داشتنی و البته بسیار کم مشغله! ارجاع دادید. اگر چه دکتر الهام، نزدیک به دو سه سالی است که از این ماجرا خبر دارد که اولین بارش هم در جلسه پرسش و پاسخ دانشگاه مذاهب اسلامی بوده است و همانجا قول پیگیری داد ولی چه فایده! اگرچه قول های فراوان منسوبان شما از جمله دکتر الهام، امید آدمی را از شما و دولت شما ناامید می کند! رئیس سابق سازمان بازرسی، دادستان پر حرف و پر مدعای کل کشور و برخی بیوت هم وعده پیگیری دادند علی الخصوص مسئولین و مشاورانتان هم که بارها اخبار زمین خواریهای سیرجان را یا از رسانه ها دیده اند یا در پایان نمازجمعه به دستشان رسیده است و مثل همیشه، قول پیگیری و برخورد دادند ولی کو تا عمل! صرف دانستن و گفتن پیگیری کردن که دردی را دوا نمی کند!

جناب آقای رئیس جمهور پر کار و پر تلاش!

حداقل سه سال از رسانه ای شدن زمین خواری سیرجان می گذرد  که قطعا" از آن مطلع هستید، اگر می خواهید بیشتر مطلع شوید از فرزندتان یا برادرتان که مسئول دفتر بازرسی نهاد ریاست جمهوری شما هست بپرسید و لذا زمین خواری سیرجان، مسأله ای نیست که فردا و پس فردا، ادعای ندانستن یا نشنیدن آن بکنید!

فرماندار منسوب دولت شما در سیرجان در گفتگویی با خبرگزاری فارس از حداقل 2500 هکتار زمین خواری در این شهرستان، آن هم غالبا" توسط نهادهای دولتی و امنیتی، خبر داد، استاندار هم همین طور، مسئولان دیگر منطقه از جمله امام جمعه سابق این شهرستان و نماینده فعلی استان کرمانشاه هم خبر زمین خواری توسط دستگاههای دولتی و امنیتی منطقه و استان را تأیید کرند که در رسانه های کثیرالانتشار و خبرگزاری ها و سایتهای خبری تحلیلی منتشر شد و تابحال  کسی از آنها، این اخبار و گزارشها را تکذیب نکرده اند. اما دریغ از  برخورد با زمین خوران و مسئولان متخلف و همدست و خصوصا" توجیه گر و مسامحه کار منطقه و استان!

جناب آقای رئیس جمهور عدالت شعار!

علیرضا جهانشاهی را قطعا" می شناسی! و بارها اسمش را این طرف و آن طرف، شنیدی و می دانی که چه عزم و اراده ای دارد. امیدواریم که از تمام تلاشهای قانونی وی و همراهانش در چهارسال اخیر مطلع باشید! اگر هم نباشید کمی پیگیری کنید تا بیابید او سراغ هر مسئول و ادراه و نهاد و ... رفته و ولی عزم و اراده ای در برخورد با مفسدین و زمین خواران این منطقه نیافته است! اما اینطور نبوده که به خاطر بی ارادگی و سکوت مسئولان، پیگیری هایش را متوقف کند! راهها و شیوه های مختلفی را امتحان و اجرا کرد، نشد ولی عزمش جزم تر و اراده اش قویتر شد که تا پای جان خویش بر سر این مسأله پافشاری کند که صد البته چنین کرد.

مسئولین امنیتی و دولتی منسوب دولت و حتی شخص شما بارها وی را از پیگیری منصرف می کردند ولی وی اهل این انصراف، سازشکاری و مسامحه با زمین خواران نبود چرا که هر گونه سازشکاری و عدم پیگیری خود را تضییع بیت المال و حقوق مردم و سرپیچی از آرمانهای والای انقلاب اسلامی و امام خمینی(ره) و شهدا و سرپیچی از فرمان مقام معظم رهبری و تنها گذاشتن رهبری انقلاب در امر مبارزه با مفسدین می دانست. فراتر از این، هر گونه سازش و کوتاه آمدن با زمین خوران و مفسدین را خیانت به خون سیدالشهدا(ع) و همراهی با سپاهیان یزید(لعنت اله علیه) می دانست.

جناب آقای رئیس جمهور عدالت شعار!

خلاصه اینکه، او کوتاه نمی آید تا اینکه شایع شد نهادهای امنیتی منسوب دولت شما در این شهرستان و  حتی استان از وی شکایت می کنند و بنابر شنیده ها وی به جرم "تشویش اذهان عمومی" ـ البته شما بدانید و بخوانید منظورشان همان افشاگری های عمومی و عدم سازشکاری  است ـ به زندان می افتد، بدون اینکه جرمش را به وی و خانواده اش به صورت رسمی اعلام کنند و شاکیانش را به وی معرفی کنند. پنجاه روز زندانی می شود، اعتراضات دانشجویی و رسانه ای نسبتا" گسترده ای شکل می گیرد، در زندان فعالیت های تبلیغی گسترده ای را صورت می دهد اما به وی اعلام می کنند باید زندان را ترک کنند، اما او نمی پذیرد. چرا که معتقد بود بی گناه زندانی شده و بارها اعلام می کند چون بیگناه زندانی شده، قصد آزادی از زندان نداشت. اما با فشار بسیار بر وی و خانواده و دوستانش و خواهش و التماس و ضجه های فراوان یکی از معاونین دادگاه ویژه روحانیت، وی عبارتی می نویسد که مسئولین دادگاه ویژه، آن را دلیل بر آزادی وی می گیرند و به عبارتی دقیقتر، وی را از زندان بیرون می اندازند تا بیش از این از سوی افکار عمومی و رسانه ها بر آنها فشار نیاید، اگرچه قصد و عزمی هم در آنها و دیگر نهادهای قضایی در برخورد با زمین خواران و مفسدین دیده نشد. عبارت جهانشاهی این بود: «بسم اله الرحمن الرحیم. هیهات مناالذله». فقط همین. چه عبارت رسایی! دور باد ذلت از ما! دور باد سازشکاری! دور باد مسامحه و کوتاهی!

یکی از آزار دهنده ترین بخش ماجرا این است که زمین خواران شهر در ایام بازداشت جهانشاهی، با خانواده و بستگانش تماس می گیرند و جویای احوال جهانشاهی می شوند، برای خانواده اش خط و نشان می کشند و سلامتی آرزو می کنند و خنده هایی می کنند و نعره هایی می کشند که از خنده های معروف شهرام جزایری در تمسخر دستگاه قضایی، دردناک تر و سوزناک تر است.

از زندان آزاد می شود، مورد استقبال مردم شهر قرار می گیرد، با فشار مأموران دولتی و امنیتی منسوب دولت شما، مراسم استقبال عمومی و دیدار مردمی وی در یکی از مسجد شهر برگزار نمی شود و مأموران، کل مسجد را تحت کنترل می گیرد چرا در دولت مدعی عدالت شما، نباید عدالتخواهان واقعی، جایی داشته باشند.

اما چه کوته فکر بودند کسانی که فکر می کردند جهانشاهی با یک زندان رفتن و برگشتن، مبارزه با فساد را رها می کند! امام جمعه شهر و مردم مومن و زجر دیده و مستضعف چنان حمایتی از وی می کنند که ترس و لرزی بزرگ بر اندام مفسدان و همدستانشان در منطقه و کشور انداخت. جهانشاهی کوتاه نیامد و همچنان بر سر حرفش ماند. در ایام انتخابات به خاطر حفظ مصالح کلی نظام، از پیگیری جدی  این قضایا موقتا" دست کشید. وی جایگاه مردمی گسترده ای یافت تا آن حد که کاندیداهای شهر می آمدند با وی جلسه می گرفتند و انتظار حمایت وی را از خودشان داشتند که وی چنین نکرد و همگان را به عدالت طلبی و مبارزه با مفاسد و مفسدین منطقه فراخواند.

جناب آقای رئیس جمهور پرکار و پر تلاش!

جهانشاهی پس از انتخابات عزمش را جزم می کند تا مفسدین و زمین خواران منطقه را سزای اعمال خائنانه شان برساند. چون از قبل با تمام مسئولان مرتبط به این قضیه اتمام حجت کرده بود و تمام راههای قانونی را پیموده بود و چند سال منتظر حرکت مسئولان برای برخورد با آنها بود، ضرب الاجلی را تعیین می کند و نهایت امر پیاده روی خویش را آغاز می کند تا داد مردم مظلوم و زجر دیده سیرجانی را به گوش مسئولان پایتخت نشین از جمله شما برساند که قطعا توانست برساند.

وی حرکت خویش را پس از اتمام حجت با مسئولین پر مدعای منسوب دولت شما و مسئولین قضایی مسامحه کار و منادی سرمایه گذاری اقتصادی!، همزمان با شهادت حضرت فاطمه زهرا(س)، بزرگ حامی ولایت و مظهر عدالت، آغاز می کند. این خبر مثل بمب در جمع ها و محافل ارزشی و حزب اللهی صدا می کند و با استقبال مردم مستضعف قرار می گیرد. اما باز هم مسئولین دولتی و امنیتی منسوب دولت شما، چه کارها که نکرده اند، با فشار به وی، خانواده، همراهان و نیروهای طرفدار وی تمام سعی و تلاش خود را  می کنند تا حرکت وی را متوقف کند اگر یک هزارم این تلاشها را در برخورد با زمین خواران صورت می دادند و یک هزارم وقت خویش را به جای توجیه و دعوت به سکوت و سازش، صرف پیگیری قضیه می کردند، زمین خواران شهر به سزای خویش می رسیدند.

ولی وی باز نمی پذیرد و بر اعتراض و انتقاد به سبک پیاده روی، اصرار می کند. در میانه راه، توقف چند روزه ای در یکی از شهرهای مسیر می کند تا مسئولین به وعده هایشان عمل کنند اما کو تا عمل مسئولین منسوب دولت شما و دستگاه قضایی منادی سرمایه گذاری اقتصادی!

اما مسئولین دولتی و امنیتی منسوب به دولت شما به این هم اکتفا نمی کنند به رسانه های محلی و دانشجویان و جوانان حامی این طلبه عدالت طلب را تحت فشار قرار می دهند تا بتوانند حرکت اعتراضی این طلبه  را بایکوت کنند ولی زهی خیال باطل! شیوه اعتراضی این طلبه در سراسر کشور می پیچد و چنان شور و شعفی به متدینین و امت حزب اله می دهد که برای خیلی ها یادآور آن شور و اخلاص ـ البته قابل تکرار ـ دهه اول انقلاب  می شود.

جناب آقای رئیس جمهور عدالت شعار!

اگر چه احتمال اندکی می هیم که شاید پیش از این، اسم جهانشاهی را نشنیده باشی، قطعا" پس از این شیوه اعتراضی اش برای مبارزه با مفاسد اقتصادی، اسمش را شنیده ای! در این شکی نیست که تلاشها و استقامت و مبارزه بی امان وی، ته دلهای خیلی از دولتمردان و مسئولین و منسوبین دولت عدالت شعار شما را به وجد آورده است اما امان از پست و مقام!، امان از حب جاه و مقام برای بعضی ها، امان از منفعت طلبی برخی ها، امان از توجیه گری بعضی ها، امان از استخاره کردن عده ای، امان از سکوت خیلی ها خصوصا خواص و نخبگان و اساتید، امان از اولویت نداشتن این قضیه، امان از اسم و رسم پوچالی بعضی ها و امان از این اما و اگر ها و مصلحت اندیشی ها!

جهانشاهی حرکتش را ادامه می دهد و بارها مورد استقبال شهرهای مسیر واقع می شود، عده ای هم وی را تا چند متر و حتی چند کیلومتری همراهی می کنند تا سهمی در مبارزه با این مفاسد ریشه برانداز انقلاب و نظام داشته باشند و هم حمایتی از این حرکت کنند تا فردای قیامت پیش خدای عالم عادل، جوابی داشته باشند.

تا اینکه پس از گذشت چند هفته پیاده روی در هوای گرم تابستان و کویری منطقه، چندین بار بیمار می شود و در بیمارستان بستری می شود، مسئولین منسوب دولت عدالت شعار شما و دستگاه قضایی منادی سرمایه گذاری اقتصادی! هم در این مدت به جای برخورد با مفسدین، آخرین اخبار را از دوستان و همراهان و حامیان جهانشاهی پیگیری می کنند!

تا اینکه باز هم مأموران دولتی و امنیتی منسوب به دولت عدالت شعار شما، ظاهرا" به خاطر حکمی از دادگاه ویژه روحانیت، وی را از  سر سجاده نماز در مسجدی در حوالی آباده فارس بازداشت و به شیراز منتقل می کنند چیزی که انتظارش می رفت! آن هم در دولت عدالت شعار شما و آن هم در دوران وزارت دادگستری کسی که گفته «بر دست هر مبارز با مفاسد اقتصادی بوسه می زنم!».

 تکلیف دستگاه قضایی منادی سرمایه گذاری اقتصادی! هم که مدتهاست که در افکار عمومی و اذهان مردم مشخص است که ان شاء اله، خدا، به راه عدالت، نه سرمایه سالاری! هدایتشان کند!

چند روزی خبری از وی نمی شود تا اینکه پس از چند روز نگرانی خانواده، دانشجویان و حامیان و امت حزب اله، به صورت غیر رسمی، رفتار وی "خلاف شأن روحانیت" اعلام می شود تا مفسدین و زمین خوران و همدستان احتمالی شان در ادارات و نهادها، خیالی آسوده تر داشته باشند و بیش از این خواب بر آنها گران نیاید!

دادگاه ویژه روحانیت مثل دفعه قبلی و مثل دیگر برادران و همکارانشان در دادستانی تهران، گویی قائل به پاسخگویی و قانع نمودن افکار عمومی نیستند. چیزی درباره شأن روحانیت، تا بحال، نگفته اند و با شناختی که در مدت دانشجویی و تجربه مردم به دست آمده، نخواهند گفت چرا که چیزی جز ضایع کردن خویش نیست. اگرچه برخی از همکارانشان در دادگاه ویژه استان فارس، سوت و کف مسافران و رانندگان وسائل نقلیه برای این طلبه انقلابی و عدالت طلب را رفتار خلاف شأن وی اعلام کرده اند! این هم استدلال و منطقی است! البته استدلال و منطقی از سر باد هوا!

جناب آقای رئیس جمهور عدالت شعار!

از شما که یکی از بزگترین سردمداران و عدالت شعاران نه فقط در عرصه کشور، بلکه جهانی هستید، انتظار پیگیری پرونده زمین خواری سیرجان داریم و مبارزه با مفسدان و متخلفان این مسأله. پیچیدگی ها در پرونده دانشگاه آزاد در پیگیری از سوی شما و برخی نمایندگان، هم نشان داد که قضایا به این سادگی ها نیست، شاید که خطر چنین مسائلی  دست کمی از مبارزه با صهیونیزم بین الملل نداشته باشد. و این مسأله را قطعا" بدانید که یکی از مهمترین عواملی که عزم مردم مقاوم ایران را در مبارزه با استکبار جهانی و صهیونیزم بین الملل سست می کند وجود این مفسدان، عدم برخورد با آنها و حتی رشد  و نمو و حتی فربه گی آنها در سیستم های دولتی و حکومتی است. الآن دولتمردان و مسئولین نظام بیش از اینکه متوجه تهدیدات خارجی باشند باید متوجه جریانهای خزنده فاسدی باشند که هر روز امید مردم و علی الخصوص دانشجویان را به سلامت این نظام و انقلاب و دولتمردان و مسئولان کمتر می کند.

آقای رئیس جمهور پر کار و پر تلاش!

ای کاش برخی مسئولان دولت عدالت شعار شما و دستگاه قضایی منادی سرمایه گذاری اقتصادی! مثل شما در کار و وظیفه قانونی شان جدیت و تلاش داشتند و وقتشان را به اموری که مسئولیت آن را بر عهده گرفته اند، بگذرانند، حداقل اینکه به آقای دکتر الهام، دستور دهید که جهت صرف سخنرانی کمتر در  دانشگاهها، شهرستانها، روستاها، همایش ها و مراسم ها و یادواره های مختلف شرکت کنند تا بتوانند به وظایفشان در وزارت دادگستری بیشتر عمل کنند تا شاید رئیس دستگاه قضایی منادی سرمایه گذاری اقتصادی! ـ همان ویرانه قضایی سابق ـ  از این طریق بتواند به استاد معزز اخلاق، حجت الاسلام صدیقی، ریاست دادسرای انتظامی قضات، برساند که به جای شرکت در مراسم خطابه و وعظ، فقط اندکی از وقت خویش را به برخورد با قضات متخلف، عامل نامیدی مردم از دستگاه قضایی،  بپردازد! امید که توصیه شما، جامه عمل بپوشاند و شاید فعالیت های بیشتر دکتر الهام و حجت الاسلام صدیقی، در حوزه کاری و مسئولیتی شان باشیم.

آقای رئیس جمهور پر کار و پر تلاش!

شما که خیلی از مسائل را خیلی ساده بیان می کنید و غیر پیچیده می انگارید و همواره با قاطعیت سخن می رانید و همواره دم از عدالت و مبارزه با مفسدان و مافیاهای مختلف می زنید، برای یکبار هم که شده زمین خواری سیرجان را مطرح نمائید و با مسئولان مسامحه گر و چه بسا متخلف این منطقه و استان برخورد کنید! چرا درباره زمین خواری های سیرجان ساکتید و موضع گیری نمی کنید؟ پس کو آن مبارزه با مفاسد اقتصادی؟ امید که برای یکبار هم که شده، مردم سیرجان ببینند شما گوش مسئولان مسامحه گر و شاید متخلف شهر و منطقه شان را پیچاندی و جهت تنبیه فرزندنشان را به دانشگاه آزاد سیرجان و نه رفسنجان! منتقل کردی!

منبع: سایت مطالبه

 

+ نوشته شده در  چهارشنبه نهم مرداد 1387ساعت 12:42  توسط جمعي از دانشجويان عدالتخواه  | 

بسمه تعالی
پس از نشر گسترده مقاله "کمدی تراژدی کمبود زمین مسکن" و آشکار شدن این حقیقت که تا زمینهای رنگ آمیزی شده رانتخواران، در خم ادارات بفروش نرسد، توزیع زمین مسکن از جانب هیچ کس میسر نیست. بچه شغالانی که حتی دوران شاه خودشان جرأت خیره شدن به ما را نداشتند، مرا تهدید می کنند که اگر آرام نگیری چه و چه می کنیم مثلاً مادرمان را می فرستیم تا پدرت را درآورد، اینان متکی بر ثروت های تیلیاردی و تسلط خود بر ادارات آنچنان گستاخ گشته اند که می پندارند می شود علمداری از علمداران علی را با تهدیدی بترسانند!!

چه از یاد برده اند که در دوران بکر حکومت راستی های هم اندیش طلحه و زبیر آنگاه که مردم به ستم اداراتشان شورش کردند، چگونه به آغل موشها خزیدند، و چه کسانی علم افتاده ادارات را واراست و به دوش گرفتند و اگر دولت در ماجرای روستای ردّه دست گدایی پیش بسیجیانی که تصور می کرد دوران مصرفش به پایان رسیده، دراز نکرده بود به چه سادگی مشهد تبدیل به شهر سوخته دیگری می شد

و اگر هم رهبری دخالت نمی کرد به چه سادگی انقلاب اسلامی تبدیل به یک انقلاب بُلشریکی شده بود و نمی دانند رهبر به چه پنهانکاری آن هم چندین روز در پی ریشه یابی این فتنه،کوچه به کوچه آن منطقه را گشت و چون ریشه ها را شناخت، خود را ظاهر ساخته و در مجلسی مسئولان را به پرسش گرفت تا هر یک پیرامون قائله اظهارنظر کنند و پس از یاوه گویی های صد تا یک غاز مسئولان خود بگزارش نشست و از این قبیل آیا آقایان به آن طرف شهر هم مانند این طرف شهر می نگرند؟ آیا شهرداری که سالی یک بار جدولهای خیابانهای بالای شهر را مانند لباسهای خود عوض می کند، فلان گودال عقده آفرین وسط فلان میلان را که مشخص است قدیمی می باشد دیده است؟ آیا شهردار در فلان میلان آن تپه خاکی را که مردم پشت تپه را از شهر جدا و زمینگیر کرده دیده است؟ آن میلان آشفته و شلوغی را می گویم که می شود با دو ساعت کار لودری و چند ماشین شن، قابل رفت و آمد کرد تا عقده آفرین نباشد. آقای فلانی چرا لوله های آب و برق تا وسط فلان میلان رفته و به آخر نرسیده؟! و مردم ته کوچه آن همه مبتلاء؟ چرا ساختمان چندین خانه نیمه کاره و مردم آن خانه ها بیغوله نشین می باشند،

چرا صاحبان یازده نفری آن خانه 80 متری این همه بخاطر اجازه ندادن اتمام اطاقشان اشک می ریزند ؟ چرا در فلان میلان خانواده ای وسط حیات منزلشان چادر زده و در چادر زندگی می کنند؟! ووو و بهت الذی کفر و پس از گزارش اندکی از مشاهدات خود به کرسی پریدگان بر کرسی لمیده بی درد و از همه جا و همه چیز بی خبر فرمان دادند شما هم بروید همه آنها را که من دیده ام، ببینید و پس از آن بروید پی کاری که از عهده تان برمی آید و همه را مرخص فرموده و با اخراجشان هر سه قوه تکانی خورده و چند لحظه ای بهوش آمده و کارهایی کردند بخصوص مجلس که رسماً مزاحمت استعلام از ادارات را برداشت.

ولی البته چیزی نگذشت که چون نوبت به حکومت آقای احمدی نژاد رسید چپ و راست برای گره افکنی در کارها با تهدید محضرداران غیر مردمی آنان را واداشتند تا برخلاف قانون دوباره استعلامهای دست و پاگیر را الزامی کنند. بلکه در هر کاری گره ای افکندند تا حکومت احمدی نژاد مردمی را و ناتوان بی خاصیت نشان دهند بنابراین آقای احمدی نژاد هم حق دارد آرزو کند که ای کاش رانتخواران یک عامل مشکل گشای خود را با ده اداری بی هنر و گره افکن در کارهای مردمی سودا می کردند، لیکن آنان هرگز چنین معامله ای را نمی کنند.

در هر صورت آقایان، من اعتراف می کنم که شمایان در بی هنرنمایی حکومت فعلی در بخش زمین موفق شده اید و تمام امور حتی وامها را در قبضه درآورده اید و آشکارا به پرکارترین رئیس جمهوری اسلامی ایران نسبت بی هنری می دهید و سخنتان نیز جامعه پسند است چه می دانند حل مشکل زمین تا یاران احمدی نژاد همان ها باشند که هستند و دشمنانشان شما که ساده ترین مسئله است از محال گردیده و هر کس دم فرو زند به روزگار شیخ درافتد.ولی تقاضایم از شما این است که با دم شیر بازی نکنید و با من درنیافتید زیرا ممکن است من هم چون علیرضا جهانشاهی آن طلبه سیرجانی با شمایان درافتم و نام تک تک رانتخواران زمین را به قلم آورده و بنویسم چرا در مشهد تا زمینهای بیابانی فلان جا و فلان جا ووو رانتخواران بفروش نرسد حتی توزیع یک متر زمین درون شهری هم از طرف دولت محال است. ولا حول ولا قوه الا با... .

منبع: مطالبه

+ نوشته شده در  چهارشنبه نهم مرداد 1387ساعت 12:41  توسط جمعي از دانشجويان عدالتخواه  | 

در اعتراض به دستگیری طلبه سیرجانی جمعی از دانشجویان دانشگاه های شیراز ،تجمع خود را مقابل دادگاه ویژه روحانیت استان فارس آغاز کردند.

این در اعتراض به دستگیری طلبه سیرجانی جمعی از دانشجویان دانشگاه های شیراز ،تجمع خود را مقابل دادگاه ویژه روحانیت استان فارس آغاز کردند.

این تجمع در اعتراض به دستگیری جهانشاهی ،طلبه سیرجانی که به جرم رعایت نکردن شأن روحانیت که از سوی دادگاه ویژه طلاب استان فارس صادر شده ،هم اکنون 14 روز است که در زندان ویژه طلاب شیراز بازداشت شده است.

جهانشاهی چند سالی است که پیرو مطالبات رهبری پیگیر مبارزه با مفاسد اقتصادی و زمین خواری و برخورد با مفسدان در شهرستان سیرجان بوده است. و پیش از این هم مدت 50 روز را بدون اینکه جرم و شاکی وی مشخص باشند در زندان ویژه کرمان سپری کرده است.وی در آخرین تلاش خود برای مطالبه از مسئولین ،تصمیم داشت با پای پیاده به سمت تهران حرکت کند که با ممانعت نیروهای امنیتی و اطلاعاتی در شهرستان آباده دستگیر و راهی زندان شد.

خبر ها حاکی است دانشجویان درصورت آزاد نشدن وی تجمع را به تحصن خواهند کشاند. .

منبع: عدالتخواهی

+ نوشته شده در  چهارشنبه نهم مرداد 1387ساعت 12:39  توسط جمعي از دانشجويان عدالتخواه  | 

به گزارش سایت عدالتخواهی،صبح امروز حراست دادگاه ويژه روحانيت شيراز در اقدامي غيرقانوني و سوال برانگيز، با حمله و تهاجم يكباره به دانشجويان و طلاب شيرازي تجمع كننده در مقابل دادگاه وي‍ژه روحانيت اين شهر، با ايشان درگير شده و اقدام به ضرب و شتم آنها كردند و دست نوشته ها و پارچه هایی که جملات رهبری بر آن نقش بسته بودند را پاره کردند.

به گزارش خبرنگار عدالتخواهي، تعدادي از طلاب و دانشجويان دانشگاههاي مختلف استان فارس، از روز گذشته تجمع آرام خود را در مقابل دادگاه ويژه روحانيت در اعتراض به دستگيري –و به عبارت بهتر ربودن- حجت الااسلام جهانشاهي، توسط دادگاه ويژه روحانيت آغاز نمودند. با عدم آزادي طلبه سيرجاني، تجمع دانشجويان به تحصن آرام انجاميد و تاكنون ادامه دارد. در اين اقدام غيرانساني حراست دادسراي ويژه روحانيت شيراز كه با درگيري شديد همراه بوده و حتي بدون تذكر قبلي صورت گرفته بود، حجت الاسلام احمدي يكي از روحانيون متحصن، بازداشت شده و به داخل دادسرا كشانده شده است.
برخوردهاي اخير با طلبه سيرجاني، حجت الاسلام احمدي و دانشجويان شيرازي در حالي صورت گرفته كه رهبر عدالتخواه انقلاب در آخرين سفر خود به شيراز، ضمن انتقاد ضمني از برخوردهاي قضايي با عدالتخواهان، بار ديگر بر حمايت قاطع خود از جريانات و عناصر عدالتخواه در سراسر كشور تاكيد نمودند.
+ نوشته شده در  چهارشنبه نهم مرداد 1387ساعت 12:38  توسط جمعي از دانشجويان عدالتخواه  | 

تحصن دانشجويان شيراي معترض به بازداشت حجت الاسلام جهانشاهي كه به طلبه سيرجاني مشهور شده است، در حالي در صبح چهارمین روز پایان یافت که مسئولين دادگاه ويژه روحانيت فارس حاضر به پاسخگويي نشدند.

به گزارش رجانيوز، از ساعت 10 صبح روز دوشنبه حدود 30 نفر از دانشجويان دانشگاه هاي شيراز در اعتراض به بازداشت حجت الاسلام جهانشاهي در مقابل دادسراي ويژه روحانيت تجمع کردند که پس از ساعاتي اين دانشجويان تجمع را به تحصن تبديل کردند.

اين دانشجويان اعضاي تشکل موسوم به مجمع مطالبه آرمانهاي انقلاب هستند که اين مجمع از 7 تشکل دانشجويي شکل گرفته است. اين مجمع در ماجراي برج هاي دوقلوي شيراز هم اقدام به روشنگري کرده بود که به احضار تعدادی از دانشجويان از سوي دستگاه قضايي منجر شد.

در روز اول تحصن دانشجویان مقابل دادگاه ویژه روحانیت، پس از آنکه دادستان دادگاه ويژه حاضر به پاسخگويي نشد، حجت الاسلام بينازاده، مسئول بخش ارشاد نمايندگان دانشجويان را به حضور پذيرفت و گفت: من هيچ مسئوليتي ندارم اما براي بازداشت جهانشاهي ادله اي وجود داشته است. دانشجويان اما توضيحات اين روحاني خوشنام و خوش سابقه شيراز را قانع کننده ندانستند و تا شب به تحصن خود ادامه دادند.

دوشنبه شب در حالي بر دانشجويان گذشت كه حضور نيروهاي امنيتي و انتظامي مشهود بود.

اما روز سه شنبه با اقدام عوامل انتظامي و حراست دادگاه ويژه روحانيت براي برچيدن پلاکاردها و دستنوشته هاي دانشجويان آغاز شد که اين درگيري به پاره شدن پلاکارد تحصن و بازداشت موقت يکي از دانشجويان انجامید. اين دانشجو پس از ساعاتي آزاد شد.

پس از اين تشنج، عوامل انتظامي محل را ترک کردند و از سوي ديگر شعارهاي دانشجويان که تعدادشان بيشتر از روز قبل بود، مورد استقبال شهروندان و عابران خيابان ساحلي شيراز قرار گرفت.

با این حال، دانشجويان شیرازی امروز صبح با قرائت بيانيه ای به تحصن خود پايان دادند و تعدادي از آنان در اعتراض به بازداشت طلبه سيرجاني، سستي در مبارزه با مفاسد اقتصادي و عدم پاسخگويي دستگاه قضايي پياده به سمت تهران حرکت کنند.

اين دانشجويان جمعه گذشته نيز در بيانيه ای که در مراسم اعتکاف و نمازجمعه شیراز پخش شد، به شدت از بازداشت طبه سيرجاني انتقاد کردند. در اين بيانيه همچنین با انتقاد از عبدالله شهبازي، اظهارات وي جهت دار و ناقص ارزيابي شده بود. این بیانیه ایراد اتهام توسط شهبازی به برخي افراد بدون ارائه اسناد و مدارك را غيرقابل توجيه دانسته است.

سخنگوي مجمع مطالبه آرمانهاي انقلاب اسلامي با رجانيوز گفت: ما طلبه سيرجاني را سمبل عدالت خواهي نمي دانيم اما مي دانيم که حرکت وي خلاف شأن روحانيت نيست و بازداشت وی بدون اتهام مشخص، خلاف عدالت است.

وي با يادآوري سخنان اخير رهبر انقلاب که مطالبه فرمان 8 ماده اي را همچنان به روز خوانده اند، گفت: قوه قضاييه، قانون را فقط براي ضعفا و بيچارگان اجرا نکند و با دانه درشت های قانون شکن که اتفاقاً در شيراز به راحتي هم قابل شناسايي هستند، برخورد نماید.

اين دانشجوي دانشگاه شيراز افزود: حرکت طلبه سيرجاني جرقه بود براي بيداري افکار عمومي و اهداف و مطالبه ما کلان تر از مباحث اين روحاني عدالتخواه است.

آخرین اخبار حاکیست 3 تن از دانشجویانی که به آباده عزیمت کرده و قصد داشتند پیاده روی جهانشاهی را به سمت تهران ادامه دهند، در مسیر به پاسگاه انتقال داده شده و به آنها توصیه شده است، این اقدام را ادامه ندهند.

منبع: عدالتخواهی
+ نوشته شده در  چهارشنبه نهم مرداد 1387ساعت 12:37  توسط جمعي از دانشجويان عدالتخواه  | 

بسم الله الرحمن الرحيم

«دعوت به نظام اسلامي ، منهاي اعتقادي راسخ و عملي پيگير در راه عدالت اجتماعي ، دعوتي ناقص ، بلكه غلط و دروغ است و هر نظامي هر چند با آرايش اسلامي ، اگر تامين قسط و عدل و نجات ضعفا و محرومين ، در سرلوحه برنامه هاي آن نباشد غير اسلامي و منافقانه است و از همين جاست كه ادعاي سلاطين و حكامي كه با داعيه مسلماني و شعار پيروي از قرآن ، راه ديگر جباران را پيموده و فاصله فقير و غني را بيشتر كرده و خود در صف اغنيا قرار گرفته و از درد فقرا و پابرهنگان غافل مانده اند ، چه در تاريخ و چه در زمان حاضر ، همواره از سوي هوشمندان آشنا به معارف قرآن قرآن و اسلام ، مردود دانسته شده است . مقام معظم رهبري »
مطلع شديم با ورود حجه الاسلام جهان شاهي به استان فارس، دادگاه ويژه روحانيت استان فارس ضمن حكمي ايشان را محكوم به ارتكاب انجام اعمال مغاير با شان روحانيت دانسته و در همين جهت دستور برخود با او صادر شده است . اگرچه به تجربه فعاليت عدالتخواهانه در پيگيري مفاسد اقتصادي مديران فارس با منش قضاييان شهر اجبارا آشنا شده بوديم و اين نوع برخورد طبيعي به نظر مي رسد اما به عللي بهت زده ايم و در همين راستا از قضات آن دادگاه شريف خواهشمنديم ريز موارد افعال مرتكب شده حجت الاسلام جهانشاهي را كه مغاير با اسلام ناب محمدي (ص) است – توجه كنيد كه اسلام ناب نه اسلام آمريكايي – را به تفصيل و به جهت تنوير افكار عمومي و ترجيحا قبل از اقامه بازداشت ، بازگو كنند .
ظلم واضحي كه از جانب متنفذين منصوب به حكومت اسلامي بر اهالي سيرجان روا شده امري است كه دل شيفتگان انقلاب را به درد آورده و اين حركت به نيابت از همه دلسوختگان انقلاب مورد حمايت قاطع فرزندان انقلاب در دانشگاه ها ست .
دانشجويان عدالتخواه شيراز ضمن توصيه مسئولين به بازگشت به اصول انقلاب اسلامي نسبت به هرگونه برخورد حذفي و خارج از شان حريت انقلابي شخصشان هشدار مي دهد . همچنين به مسئولين بلند پايه بالا پيشنهاد مي شود لااقل به عنوان يك فرصت تحقيقاتي در مورد مفاسد مديريتي و اقتصادي و آشنايي با راهكار هاي قانوني انجام فعاليت هاي خلاف قانون و به نام اسلام ، توجهي به استان فارس داشته باشند .
و در آخر ضمن خوش آمد گويي به حجت الاسلام جهانشاهي در ورود به استان فارس، به عرض عموم مي رساند كه زمان و مكان برنامه هاي استقبالي از ايشان به زودي به اطلاع خواهد رسيد.
والسلام علي من اتبع الهدي

دانشجويان عدالتخواه شيراز
تير 1387
+ نوشته شده در  چهارشنبه نهم مرداد 1387ساعت 12:35  توسط جمعي از دانشجويان عدالتخواه  | 

متن کامل نامه سرگشاده دانشجویان و فازغ التحصیلان 40 دانشگاه کشور خطاب به رئیس دادگاه ویژه روحانیت!


«علماى اصيل اسلام هرگز زير بار سرمايه داران و پول پرستان و خوانين نرفته اند و همواره اين شرافت را براى خود حفظ کرده اند... روحانيت متعهد، به خون سرمايه داران زالو صفت تشنه است و هرگز با آنان سر آشتى نداشته و نخواهد داشت.»
(احیاگر بزرگ حوزه و روحانیت و اسلام ناب محمدی(ص)، حضرت امام خمینی(ره))

ریاست دادگاه ويژه روحانيت!
به دنبال پيگيري جمعي از طلاب و دانشجويان در سه سال گذشته بر ما روشن شد كه مسئولين قضايي و دولتی، همگان، به صورت کامل و جامع، در جريان پرونده زمین خواری سیرجان و اعتراضات بحق حجت الاسلام علیرضا جهانشاهي، طلبه خستگی ناپذیر و عدالتخواه سيرجاني، هستند. جاي تعجب این است كه در این سه سالی که طلاب، دانشجویان و رسانه های عمومی در جریان پرونده زمین خواری سیرجان قرار گرفته اند، دادگاه مدعی عدالت علوي، به جاي محكوميت زمين خواران و مفسدین سيرجاني و همدستانشان در ادارات و نهادهای دولتی و امنیتی، فقط طلبه انقلابي و سازش ناپذیر این منطقه را - كه به دنبال انجام وظیفه اسلامی و انسانی، اجرای امر به معروف و نهی از منکر مسئولان و پیگیر تحقق فرمان 8 ماده اي مقام معظم رهبري(مد ظله العالی) در مقابل مظاهر مفاسد اقتصادي ايستاده است - بارها تهدید، تطمیع، محکوم و بازداشت مي نمايند.
زمين خواري سيرجان آنچنان واضح و روشن است كه در سخنان رياست محترم جمهور در كرمان انعكاس روشني داشته و رئیس جمهور، بازرسي رياست جمهوري، وزیر دادگستری، معاون اول قوه قضائیه، دادستان کل کشور، رئیس سابق سازمان بازرسی کل کشور، وزیر علوم و تحقیقات و فناوری، مسئول نهاد رهبری در دانشگاهها و خیل کثیری از مسئولین دستگاههای مختلف، از نزديك در جريان روند آن مي باشند ولی کاری که منجر به برخورد با مفسدان و زمین خواران منطقه شوند، نمی کنند.
ریاست دادگاه ويژه روحانيت!
همانگونه که مطلعید برادر عزیزمان، طلبه عدالتخواه سیرجانی، در اعتراض به عدم پیگیری مسأله مفاسد اقتصادی و خصوصاً زمین خواری هاي شهر سیرجان و کوتاهی همکاران شما در دستگاه های قضایی و دولتی، براي دادخواهی مردم مظلوم سیرجان و احقاق حقوق تاراج رفته آنان و پیگیری از ادارات مسئول، با پای پیاده به سوی تهران حرکت کرده بود که مورد حمایت امت حزب الله و انقلابی و دلسوزان انقلاب اسلامی واقع شد.
جاي تعجب است كه جنابعالی و همکارانتان در دادگاه ويژه روحانیت در اقدامي غير قابل توجيه، سئوال برانگیز و کاملا" مشکوک، رفتار وي را مغاير با شأن روحانيت دانسته و بدون هیچ گونه توضیح و پاسخی، اقدام به بازداشت وی در مسیر حرکت پیاده روی و انتقال فوري ايشان به شیراز نمودید.
ریاست دادگاه ویژه روحانیت!
متاسفانه تاکنون علی رغم پی گیری ایشان و تشکلهای دانشجویی و حوزوی، نه این بار و نه دفعه قبلی، شما و همکارانتان هیچ گونه اطلاعاتی مبنی بر اینکه «شاکی ایشان کیست؟»، «اتهام و جرم ایشان چیست؟» ارائه نداده اید؟! گویی اصلا" قائل به پاسخگویی نیستید و یا اینکه شأن خود را فراتر از آن می دانید که به افکار عمومی و اذهان مردم پاسخی بدهید؟! گویی مثل قاضی مرتضوی، دادستان تهران، چنین تصور نموده اید که می توانید هر کاری بکنید و به هیچ پاسخگو نباشید! زهی خیال باطل. دیر زمانی نمی گذرد که همه شما مجبور به پاسخگویی خواهید شد، امید که وقتش در این دنیا و پیش چشم مردم شهید داده و انقلابی ایران باشد!
ثانیا" رصد موضع گیری های اخیرتان نشان داده است که آیا شأن روحانیت و حوزه در نزد شما، چیزی جز سکوت، توجیه و شاید هم سازشکاری و همدستی با مفسدین و زمین خواران نیست؟ اگر جز این است شأن روحانیت را تعریف و تبیین کنید! و جرم جهانشاهی را برشمارید! اگر دلایل منطقی و مستدلی داشتید قطعا پاسخی می گفتید ولی سکوتتان نشان می دهد که هیچ استدلال منطقی برای بازداشت جهانشاهی ندارید همانگونه که همکارانتان در استان فارس نداشتند و بوق زدن و سوت و کف مردم و مسافران وسایل نقلیه برای جهانشاهی را علت بازداشت ایشان عنوان کردند!
بدون شک، استمرار وضع موجود و عدم برخورد با زمین خواران منطقه، بیش از پیش به فضای بی اعتمادی نسبت به قوه قضاییه و حتی شائبه همدستی و همکاری مسئولان دستگاه قضایی و دولتی کشور با مفسدین و زمین خوران را در اذهان عمومی دامن خواهد زد.
ریاست دادگاه ویژه روحانیت!
ما جمعي از دانشجویان و فارغ التحصیلان 40 دانشگاه کشور تا اجراي عدالت، آزادی طلبه مبارز و انقلابی سیرجانی و محكوميت مجرمان حقيقي پرونده زمین خواری این منطقه و همدستان آنها در ادارات دولتی و امنیتی و اطلاعاتی، ايستاده ايم.
اللهم ثبت قلوبنا علی دینک
جمعی از دانشجویان و فارغ التحصیلان دانشگاههای صنعتی شریف، صنعتی شاهرود، صنعتی اصفهان، تهران، امام صادق(ع)، مازندران، مذاهب اسلامی، فردوسی مشهد، لرستان، تربیت معلم آذربایجان، علم و صنعت تهران، صنعتی امیرکبیر، صنعتی شیراز، بوعلی همدان، رازی کرمانشاه، شیراز، بیرجند، گیلان، صنعتی سهند، پیام نور تهران، پیام نور سبزوار، سیستان و بلوچستان، زابل، هرمزگان، قم، تربیت معلم تهران، علامه طباطبایی، شهید بهشتی، آزاد اسلامی واحد ساری، آزاد اسلامی قم، آزاد اسلامی بندرعباس، آزاد اسلامی بیرجند، آزاد اسلامی واحد قائم شهر، آزاد اسلامی شیراز، آزاد اسلامی سیرجان، آزاد اسلامی مشهد، آزاد اسلامی تهران مرکز، آزاد اسلامی تهران شمال، آزاد اسلامی واحد رشت، آزاد اسلامی شاهرود
+ نوشته شده در  چهارشنبه نهم مرداد 1387ساعت 12:34  توسط جمعي از دانشجويان عدالتخواه  | 

حجت الاسلام جهانشاهی به اتهام "خلاف شان روحانیت بودن حرکت پیاده روی او به سمت تهران" صبح پنج شنبه در مسجدحضرت ابوالفضل(ع) سورمغ حوالی شهرستان آباده بازداشت شد.» این تمام خبری است که از روز پنج شنبه درباره سرنوشت روحانی جوانی که از حدود 2 سال قبل نسبت به آنچه که آن را زمین خواری های سیرجان می نامد، اعتراضاتی به روش های مختلف ابراز کرده است.

جهانشاهی که طی این 2 سال با عنوان طلبه سیرجانی شهرت یافته است، 2 سال قبل ادعا کرد یکی از بزرگترین زمین خواری های کشور در سیرجان رخ داده است و در این زمینه 2 نهاد امنیتی را هم به همدستی در این جرم متهم ساخت.

وی همچنین اقدام به جمع آوری امضا برای طوماری در اعتراض به زمین خواری ها می کند. طوماری که حین امضای آن در حاشیه مراسم نمازجمعه سیرجان، افراد ناشناسی در میان مردم شایعه کردند که جهانشاهي در حين ثبت نام براي گرفتن زمين است و وقتي تعداد زيادي از مردم در اطراف وی جمع شده بودند، سيرجان با فيلمبرداري از آن جمعيت و ارسال به دادگاه ، جهانشاهي دستگير و به 3 ماه و يك روز حبس محكوم شد اما هنگامی که مأموران اجرای احکام قصد بازداشت وی و انتقال او به زندان را داشتند، اعتراض تعدادی از دانشجویان و طلاب مانع از این امر شد و بازداشت وی به تعلیق درآمد.

با این حال، پاییز سال گذشته هنگامی که جهانشاهی برای پیگیری بازداشت یکی دیگر از طلاب قم به دادگاه ويژه روحانيت قم مراجعه می کند، بازداشت شده و اعلام می شود این دستگیری مربوط به حکم حبس 91 روزه سال گذشته در ماجرای زمین خواری هاست.

پس از پایان دوره حبس اما جهانشاهی بار دیگر به اعتراضات خود ادامه داد. وی در نشستی با خبرنگاران محلی سیرجان از سکوت آنان به موضوع زمین خواری ها انتقاد کرد و این سکوت را تعجب آمیز خواند.

اما همزمان با ادامه اعتراضات جهانشاهی دادستان عمومی و انقلاب سیرجان گفت: «در سیرجان به همه پرونده‌های زمین‌خواری رسیدگی شده است و مسائلی که از طرف آقای جهانشاهی مطرح می‌شود فقط ناشی از ذهنیت ایشان و نفوذ گروه‌های افراطی است.»

جهانشاهی اما در نشست خود با رسانه های محلی درخصوص عدم اقدام از طریق مراجع قانونی به جای اعتراضات پرسروصدا ادعا کرده بود: «من تمام راه های قانونی را رفته ام و البته نتیجه ای نداشته است. با مسئولین مختلف محلی و ملی جلسات گوناگونی برگزار کرده ایم ولی عزم و اراده ای برای مبارزه با مفاسد اقتصادی وجود ندارد.»

با این حال، ماجرای زمین خواری های سیرجان هرچه که باشد، پیاده روی اعتراض آمیز یک روحانی به سمت تهران خلاف شأن روحانیت نیست، چه آنکه این نوع حرکت اعتراضی مغایرتی با هیچیک از اصول قانونی و شرعی ندارد.

اگرچه دادگاه ویژه روحانیت هنوز ادعای انتساب داده شده به آن را که بر همان اساس جهانشاهی در حوالی آباده بازداشت شده است، تأیید نکرده و از سرنوشت این طلبه سیرجانی نیز خبری دردست نیست اما در صورت صحت این ادعا به نظر می رسد دادگاه ویژه در تشخیص مصداق خلاف شأن روحانیت رعایت جانب حق را نکرده است.

مبنای آنچه که شأن و خلاف شأن روحانیت است در پیام مهم امام(ره) موسوم به منشور روحانیت بیش و پیش از هر نظر و سلیقه شخصی باید مبنا باشد: «علماى اصيل اسلام هرگز زير بار سرمايه داران و پولپرستان و خوانين نرفته اند و همواره اين شرافت را براى خود حفظ کرده اند و اين ظلم فاحشى است که کسى بگويد دست روحانيت اصيل طرفدار اسلام ناب محمدى با سرمايه داران در يک کاسه است. و خداوند کسانى را که اينگونه تبليغ کرده و يا چنين فکر مى کنند، نمى بخشد. روحانيت متعهد، به خون سرمايه داران زالو صفت تشنه است و هرگز با آنان سرآشتى نداشته و نخواهد داشت. آنها با زهد و تقوا و رياضت درس خوانده اند و پس از کسب مقامات علمى و معنوى نيز به همان شيوه زاهدانه و با فقر و تهيدستى و عدم تعلق به تجملات دنيا زندگى کرده اند و هرگز زير بار منت و ذلت نرفته اند. دقت و مطالعه در زندگى علماى سلف، حکايت از فقر و نهايتا روح پرفتوت آنان براى کسب معارف مى کند که چگونه در پرتو نور شمع و شعاع قمر تحصيل کرده اند و با قناعت و بزرگوارى زيستند. در ترويج روحانيت و فقاهت نه زور سر نيزه بوده است، نه سرمايه پولپرستان و ثروتمندان، بلکه هنر و صداقت و تعهد خود آنان بوده است که مردم آنان را برگزيده اند.»

بار محتوایی واژه "روحانی" برای دانش آموختگان حوزه های علمیه همان است که در منشور روحانیت توسط امام راحل تبیین می شود و آن روحانی شدن و دوری از مظاهر دنیوی و جسمانی است. بنابراین، به نظر می رسد آنچه که مغایر شأن روحانیت است، نه پیاده روی بلکه بنزسواری هایی است که در دوره پس از جنگ و مانور تجمل از سوی برخی افراد که متأسفانه در میان آنان معدود روحانیونی نیز وجود داشتند، به راه افتاد.

نگاه منفی جامعه به این مانور تجمل یا همان که اصطلاحاً "بنزسواری" خوانده می شد، چنانچه همان زمان با واکنش دادگاه ویژه مواجه شده بود و رفتار معدودی از کسانی که آبروی مجموعه روحانیت را بازیچه دنیاطلبی های خود قرار دادند، خلاف شأن روحانیت دانسته و با این افراد در هر رده ای برخورد می شد، امروز کار به اینجا نمی رسید.

همچنین دادگاه ویژه روحانیت یکسال پس از آنکه رئیس جمهور سابق ایران در ایتالیا با زنان و دختران ایتالیایی دست داد، هنوز به این سؤال پاسخ نداده است که آیا این عمل خلاف شأن روحانیت بود یا خیر؟

به هر حال، ادعاهای حجت الاسلام جهانشاهی در هر درجه ای از صحت که باشد، روش ابتکاری اعتراض او، یعنی پیاده روی خلاف شأن یک روحانی نیست.
+ نوشته شده در  چهارشنبه نهم مرداد 1387ساعت 12:33  توسط جمعي از دانشجويان عدالتخواه  | 

طلبه‌ي سيرجاني، عليرضا جهانشاهي که براي تحقق دغدغه عدالت‌خواهي‌اش و پیگیری پرونده مبارزه با زمين‌خواري و مفاسد اقتصادی، پاي پياده عازم تهران بود، دستگير شد و از سرنوشتش جز رفتار مغایر با شئون روحانیت- بخوانید عدم سازشکاری و سکوت ـ در دست نيست...اين رباعي‌ها را جمعی از شاعران برجسته هنر و ادبیات انقلاب خطاب به او و در حمایت از حرکت عدالتخواهانه اش سروده اند:

***
اين رباعي در استقبال از حرکت جهانشاهي سروده شده بود:

با ميوه و بستني و کيک و راني
با حداقل سه‌چار تا قرباني

اي مرد به پيشواز تو مي‌آئيم
امضا: فدراسيون دو ميداني

* * *

آن يک، مشغول خوردن و بردن شد
اين مسئول شکم در آوردن شد

در عصر بخوربخور نخوردن جرم است
تکليف من و تو خون دل خوردن شد

* * *
در بازداشت قبلي جهانشاهي توسط دادگاه روحانيت، يکي از علل بازداشتش تشويش اذهان عمومي عنوان شد:

عزيز! اين ملک، خصوصي‌ست
حريم مايه‌داران خصوصي‌ست

نمي‌داني بدان بالاترين جرم
همين تشويش اذهان خصوصي‌ست

* * *
حتي برادر رييس جمهور هم 2 سال پيش قول مساعدت و همکاري در وصول مطالبات را به جهانشاهي داده بود

اين قصه حديث هرکسي خواهد شد
بحث داغ مجالسي خواهد شد

يک جمله به دست خواهي آورد آخر
«در اسرع وقت رسيدگي خواهد شد»

* * *
اليس الصبح بقريب؟ جهانشاهي هم خدايي دارد ...

کي لحظه‌ي افسردن‌شان مي‌آيد
پايان دل آزردنشان مي‌آيد

ديديم زمين‌خواريشان را يا رب!
کي روز زمين‌خوردنشان مي‌آيد؟!
+ نوشته شده در  چهارشنبه نهم مرداد 1387ساعت 12:31  توسط جمعي از دانشجويان عدالتخواه  | 

« ... و ما اخذ الله علي العلماء ان لا يقارّوا علي کظّه ظالم و لا سغب مظلوم ... »

( و خداوند از علما عهد گرفته است که در مقابل سيري ظالمان و گرسنه ماندن مظلومان قرار و سکون نداشته باشند و ساکت ننشينند . )

بر اساس منويات حضرت امام خميني (ره) و دغدغه اصلي مقام معظم رهبري که مبني بر مطالبه عدالت و نشاندن مفسدان و فاسدان اقتصادي بر سر جايشان است ، دانشجو و طلبه در صدر اقشار مختلف مردم سنگيني اين وظيفه را در درجه اول بر روي دوش خود احساس مي کنند .

با توجه به اين رسالت ديني ، اعتقادي ، تاريخي ، انقلابي ، اجتماعي و ملي است که طلبه سيرجاني ، فساد مفسدان و زمين خواري زالو صفتان را بر نتابيده است و در راه احقاق حق مردم مي خروشد و افشا گري مي کند . اما با عرض تاسف و البته صد تاسف که توسط بعضي نهادهاي امنيتي و انتظامي شهرستان آباده که نامه‌اي از دادگاه ويژه روحانيت استان فارس در دست داشتند ، مبني بر اينكه اين حركت يعني پياده‌روي در اعتراض به زمين‌خواري‌هاي سيرجان، مخالف شأن و حيثيت روحانيت است با وي برخورد شده و به تمام اسناد و مدارک موجود در اين زمينه بي توجهي کرده و اين طلبه را با حکم دادگاه ويژه روحانيت در استان فارس دستگیر کردند.

از اين روست که چند نکته را به دستگاه قضايي کشور، دادگاه ويژه روحانيت، مسئولين نهادهاي امنيتي و انتظامي گوشزد مي کنيم:

1- مقوله ي پرونده هاي زمين خواري که امروزه در کشور شهره ي عام و خاص است و پرونده ي زمين خواري سير جان نيز نمونه ي کوچکي از آن مي باشد در دستگاه قضائي درانزوا به سر مي برد و نهادهاي امنيتي و اطلاعاتي که وظيفه ي اصليشان کمک به دستگاه قضايي و اجرايي براي پيگيري اين پرونده ها و بعضا غير پرونده ها است ، کارويژه هاي مهم تري يافته اند . حتي به تاکيدات صريح مقام معظم رهبري در اين زمينه از جمله اين که «منابع طبيعي را با سفارش و رفاقت در اختيار اشخاص و گروه ها و مسئولين عمامه اي و غير عمامه اي و نهادهاي انقلابي و ... قرار داده اند» (ديدار با هيئت دولت) توجه نکرده اند .

2- مگر نه اين است که فلسفه تشکيل دادگاه ويژه روحانيت، برخورد با روحاني نمايان فاسد بوده است. حال که يک روحاني از روي غيرت ديني و عمل به پيمان خداوند از علما براي مقابله با بي عدالتي هاي زمانه، هويت روحاني خود را به ميدان مبارزه با سيري روزافزون ظالمان و گرسنگي دم افزاي مظلومان آورده است چگونه به پاي ميز محاکمه کشيده مي شود؟

3- حرکت این طلبه از جهت اینکه وی شمه ای از جایگاه و نقش حوزه ها و روحانیت را احیا نمود بسیار مبارک و با برکت است، متاسفانه پس از امام(ره) ، روحانیت و حوزه ها به سمت محدود شدن در امور دینی و درس و مباحثه سیر کردند و از نقش اجتماعی خویش غافل شدند و به قول خودشان به درس و بحثشان سرگرم شدند ولی این طلبه ، به همه متذکر شد که روحانیت ، شأن اجتماعی و قیام در برابر ظلم را هم دارد و باید انجام دهد.

4- بعضي از دستگاه ها ادعا کرده اند که اطلاعات در مورد اين پرونده ناقص است ، اما بايد گفت که نفس افشا گري و بيدارگري و سر تسليم فرود نياوردن در برابر ظلم ها وستم ها و خيانت ها ، مهم و با ارزش است و مدارک قانوني در اختيار نهاد هاي اطلاعاتي و قضايي قرار دارد و آن ها بايد در مورد اين پرونده ها به صورت صريح و شفاف سخن بگويند.

5- هشدار ما دانشجويان به دستگاه قضايي اين است که اين جور اقدامات با روح تعاليم متعالي مکتب اسلام سازگار نيست ، آن جا که پيامبر اعظم (ص) مي فرمايند : « کيف يقدس الله قوما ، لا يوخذ لضعيفهم من شديدهم ؟ » ( چگونه جامعه اي نزد خداوند قداست دارد ، که حق ناتوان آن جامعه از قدرتداران گرفته نمي شود ؟ ) و اين برخوردها آسيب هايي را بر پيکره آن چه بنابر نظر رهبري ، جنبش مطالبه عدالت است وارد مي آورد و به مسئولين قضايي و انتظامي و امنيتي آسيب هاي متعاقب اين قبيل برخوردها را متذکر مي شويم .

اکنون ، ما دانشجویان بدین‌ وسیله از حركت عدالت‌طلبانه‌ جهانشاهی این طلبه و مجاهد عدالتخواه سیرجانی كه برای اقامه عدل و فریاد ظلم‌ستیزی، آغاز كرده حمایت می‌كنیم و خواستار آزادی و رسیدگی و پاسخ هرچه سریع‌تر مسئولین قضایی كشور هستیم و در صورت عدم دستیابی به خواسته های خود ، به اقدامات عملی خویش دست خواهیم زد و به تکلیف شرعی و مسئولیت اجتماعی خویش عمل می‌کنیم و در مقابل دفتر دادگاه ویژه روحانیت متحصن خواهیم شد.

بار ديگر با هشدار وجود خطربزرگ محافظه کاري در مسئولان و باندهاي پشت پرده در بدنه حکومت، اعلام مي داریم که هرکس و در هر مقام و پست و مرتبه اي و با هر ثروت و مکنتي که مرتکب اين چنين تخلفات سنگين و عمومي گشته باشد و متخلف به قانون جمهوري اسلامي و از آن بالاتر متخلف به قانون اسلام ناب محمدي شمرده شده و از آنها تخطي نموده باشد، حتی اگر تمامي دستگاههاي حکومتي و بين المللي و ديني و ... نيز وي را، از روي تسامح و باند بازي و محافظه کاري و به بهانه مصلحت نظام (منفعت عظام)و ...، بيگناه اعلام نمايند - همچنان که در پرونده زمين خواري سيرجان ، دادگستري و قوه قضائيه و دادگاه ويژه روحانيت و استانداري و... طلبه عدالتخواه سيرجاني را گناهکار و زمينخواران را ، صالحان بر روي زمين و خادمان به اسلام و مسلمين معرفي نمودند - جنبش دانشجويي بر خود واجب مي داند که همچون گذشته و از روي شعور و بصيرت، نداي وا اسلاماي خود را به حق فرياد زند که امت اسلامي بدانند در برخي از منافذ موجود در حکومتي که داعيه برقراري عدالت و بازستاني حق مظلومان از ظالمان و ستمگران را دارا مي باشد ، چگونه اين اهداف و آرمانها و اسناد حقانيت انقلاب به دست برخي نامحرمان و نااهلاني که چگونگي به قدرت رسيدن آنان در برخي مناطق کشور نيز خود قصه اي پر غصه مي باشد، ذبح شرعي شده و هرگونه برخورد و مخالفت با آنها محکوم به شکست و حبس و زندان و شکنجه مي باشد .

ضمنا بعضي از دست هاي فرصت طلب پشت پرده و ضد انقلابيون انقلابي نما و منافق صفت ، مطمئن باشند که نمي توانند با برچسب زدن ها و تهمت هاي ناروا به خيال خام خود ، جريانات اصيل و مردمي و انقلابي ، که در صدد مرزباني از ارزش هاي انقلاب ناب هستند را از پيگيري مطالبات خود منحرف و منصرف نمايند.


والعاقبة للمتقین

21/4/87

دانشجویان عدالتخواه سیرجانی دانشگاههای تهران
دانشجویان عدالتخواه دانشگاه آزاد اسلامی (واحد سیرجان)
دانشجویان عدالتخواه دانشکده تکنولوژی سیرجان
دانشجویان عدالتخواه دانشگاه پیام نور سیرجان
جمعی از جوانان مساجد شهرستان سیرجان
و همه مردم عدالتخواه سیرجان

 
 
+ نوشته شده در  چهارشنبه نهم مرداد 1387ساعت 12:29  توسط جمعي از دانشجويان عدالتخواه  | 

«برخي مي خواهند با عنوان تندروي عدالت را متهم و محكوم كنند . عدالت تند روي نيست ، حق گرايي است.توجه به حقوق آحاد مردم است.جلوگيري از ويژه خواري است.جلوگيري از تجاوز و تعدي به حقوق مظلومان است. در يك كشور كسان زيادي پيدا مي شوند كه اگر دستگاه مسئول قضايي به مدد آنها نشتابد در امواج درگيري هاي گوناگون لگدمال مي شوند.» حضرت آيت ا... خامنه اي 12/5/1384
«خدا نياورد آن روزى را كه سياست ما و سياست مسئولين كشور ما پشت كردن به دفاع از محرومين و رو آوردن به حمايت از سرمايه‏دارها گردد و اغنيا و ثروتمندان از اعتبار و عنايت بيشترى برخوردار شوند. معاذاللّه‏ كه اين با سيره و روش انبيا و اميرالمؤمنين و ائمۀ معصومين ـ عليهم السلام ـ سازگار نيست، دامن حرمت و پاك روحانيت از آن منزه است، تا ابد هم بايد منزه باشد و اين از افتخارات و بركات كشور و انقلاب و روحانيت ما است كه به حمايت از پابرهنگان برخاسته است و شعار دفاع از حقوق مستضعفان را زنده كرده است.» امام خميني 6/5/1366
با سلام و صلوات بر محمد مصطفي (ص) و خاندان پاكش و سلام بر روح شريف پير و مرشدمان حضرت امام خميني (ره)
پيرو اعتراضات مردمي- دانشجويي در خصوص مفاسد اقتصادي و به خصوص دستگيري طلبه عدالتخواه سيرجاني حجت الاسلام جهانشاهي و عملكرد دوگانه دستگاه قضايي و نهادهاي مسئول در برخورد با مفسدين اقتصادي و به طور خاص طلبه سيرجاني و همچنين شفاف سازي در خصوص تهمت ها و نسبت هاي ناروا به دانشجويان عدالتخواه علي الخصوص اعضاي مجمع دانشجويي مطالبه آرمانهاي انقلاب اسلامي در رابطه با افشاگري هاي اخير مفاسد اقتصادي در استان فارس و برخورد اشخاص حقيقي و حقوقي و واكنش هاي متفاوت محافل سياسي و اقتصادي و مذهبي شهر ، مجمع دانشجويی مطالبه آرمانهای انقلاب اسلامي مواضع خود را خدمت مردم شريف و متدين شيراز اعلام مي دارد و در ادامه مطالبات خود را مطرح مي نمايد. بديهي است از تمام ابزارها و توان خود در جهت تأمین این مطالبات به حق استفاده خواهد نمود و مباني محكم و پيشگامان و جانبازان اين اهداف، مسير اين سيل خروشان آرمان و عقيده را روشن ساخته و اين سيلاب جز اين مسيل بر زراعت كسي نخواهد تاخت كه ان شاالله حق پيروز است و بساط باطل پيچيده.
در اين خصوص نكاتي به شرح ذيل قابل تأمل است:
1- هفت سال از پيام 8 ماده اي رهبر معظم انقلاب اسلامي در تاريخ 11/2/1381 به سران سه قوه مبني بر مبارزه با مفاسد اقتصادي و گلوگاه هاي قدرت و ثروت مي گذرد. در طول اين مدت عملكرد ضعيف و غير قابل توجيه دستگاه قضايي ، دولت و مجلس ، علي رغم رهنمودهاي رهبري ،ايشان را بر آن داشت تا در هفتمين سال پيام خود به سران سه قوه ، بار ديگر با تاكيد و يادآوري پيام هفت سال قبل خود ضمن توصيه به ، به روز بودن اين مطالبات ، ضعف قوا را در اين باره ياد آور شوند. در همين راستا و در جهت اداي وظيفه كه همانا وظيفه اصلي تمام روحانيون مي باشد يكي از روحانيون و دلسوختگان انقلاب كه موارد بسياري از زمين خواري ها و مفاسد اقتصادي در سيرجان را پيگيري مي كرد پس از تحمل چند سال سختي هاي فراوان تصميم به راهپيمايي مسير طولاني سيرجان- تهران گرفت تا تحت قالب حركتي نمادين اعتراض خود را به عدم برخورد مسئولين امر به مسئله فساد و وي‍ژه خواري نشان دهد. اما در كمال تأسف ايشان در بدو ورود به استان فارس توسط ضابطين قضايي و با حكم دادگاه ويژه روحانيت فارس دستگير و به شيراز منتقل مي شود. كه دستگيري ايشان توسط مراجع قضايي استان فارس كه البته يد طولايي در برخورد با عدالتخواهان دارند، از نكات قابل تأمل و توجه مي باشد. در نتيجه برخورد دوگانه دستگاه قضايي در مواجهه با متخلفين پررو و قانون گريز و نيز مفسدين دانه درشت و گردن كلفت در مقابل عدالتخواهان بار ديگر نمودي عيني يافت.
اينك پس از گذشت چند روز از دستگيري ايشان علي رغم تلاش فراوان دانشجويان عدالتخواه و مراجعه به نهاد هاي امنيتي و قضايي استان دلايل دستگيري ايشان هنوز براي همگان در هاله اي از ابهام ، بهت و تعجب است. در مقابل ، نهادهاي مسئول از هرگونه پاسخ گويي و شفاف سازي در رابطه با دستگيري مشكوك ايشان امتناع ورزيدند.
خطر بازتوليد گفتمان اموي و مظلوميت گفتمان علوي امروز بار ديگر حس مي شود. ابوذر غفاري بار ديگر در چنگال گفتمان اموي بعضي مسئولين تبعيد گشته است.
اينك با اعتراض به برخورد دوگانه و به دور از عدالت دستگاه قضايي با طلبه سيرجاني به بهانه عدم رعايت شأن روحانيت اين گونه عملكرد ها را به نقد افكار عمومي گذاشته و اين پرسش را مطرح مي كنيم كه پيگيري سخنان امام و رهبر معظم انقلاب چه تعارضي با حفظ شأن روحانيت دارد؟ مگر نه آن است كه امام بزرگوار ما فرمودند :« علماي اصيل اسلام هرگز زير بار سرمايه داران و پول پرستان و خوانين نرفته اند و همواره اين شرافت را براي خود حفظ كرده اند. ... روحانيت متعهد به خون سرمايه داران زالو صفت تشنه است و هرگز با آنان سر آشتي نداشته و نخواهد داشت.»
اين بار باز تفكر جدايي دين از سياست در قالب شعار زيباي حفظ شأن روحانيت به ميدان آمده است.
«به زعم بعضي افراد روحانيت زماني قابل احترام و تكريم بود كه حماقت از سراپاي وجودش ببارد و الا عالِم سيّاس و روحاني كاردان و زيرك كاسه اي زير نيم كاسه داشت.» امام خميني(ره)، منشور روحانيت
لذا مجمع دانشجويي مطالبه آرمانهاي انقلاب اسلامي، ضمن دفاع از حركت عدالتخواهانه طلبه سيرجاني با اعتراض به عمل غيرمنصفانه دادگاه ويژه روحانيت سكوت در اين قضيه را جايز ندانسته و مجدانه خواستار آزادي طلبه عدالتخواه سيرجاني حجت الاسلام جهانشاهي بوده و در اين مسير از هيچ تلاشي فرو گذار نخواهد كرد.
2- سال هاست از بايكوت خبري و رسانه اي فرمان هشت ماده اي مقام معظم رهبري در باب عدالتخواهي و مبارزه با مفاسد اقتصادي مي گذرد و از سويي ديگر با گذشت 30 سال از پيروزي شكوهمند انقلاب اسلامي كماكان شاهديم كه اصل اصيل امر به معروف و نهي از منكر و عدالتخواهي در هياهوي بازي هاي سياسي و هوچي گري ها و تبليغات مسموم رسانه هاي بي درد و روشن فكر زده به فراموشي سپرده مي شود تا آرزوي متحجران عدالت ستيز در بازپروري اسلام و معنويت منهاي عدالت در حال برآورده شدن باشد و فرياد حق طلبي عدالتخواهان صداي دلخراش در جامعه در حال توسعه به حساب آيد زيرا هدف بعضي ها اجراي توسعه منهاي عدالت مي باشد و بس.

وقتي شاهد انكار جامعيت اسلام از سوي برخي سياسيون در زمينه هاي سياسي باشيم نبايد به ذبح عدالت و عدالتخواهي با ديده تعجب بنگريم. عجيب تر اينكه عده اي هر گونه حركت و حتي تئوري عدالتخواهي را امري متوهم و دور از عقلانيت پنداشته و از طرفي حتي با ملاحظه حجم عظيم پرونده هاي مفاسد اقتصادي آقازاده ها و نور چشمي ها و... باز هم منكر وجود مافياي خانوادگي و سياسي در حوزه هاي مختلف مي شوند، به لطف همدستي مافياي زر و زور و تزوير با رسانه هاي بي درد و بي تكليف ، عدالتخواهي و عدالتخواهان را مورد هجمه برچسب ها و تهمت هايي چون مخل امنيت اقتصادي ، اخلال گر ، اقدام عليه امنيت ملي ، عامل نفوذي دشمن ، صداي اجانب ، تشويش اذهان عمومي ، تضعيف اركان نظام ، منافقان جديد و .... قرار مي دهند تا خود اين بار با مصلحت سنجي ها به حمايت ، تطهير و گسترش اين شبكه ها كمك كنند. ( كه در جاي خود و مجدانه در حال پيگيري است).
سرمايه داران مذهبي مآبي كه واجبات را فداي مستحبات كرده اند نيز همچون هميشه در صحنه حاضر بوده تا به خوبي درك كنيم كه حضرت روح الله چه خون دلي از دست اين متحجرين خورده است. اينك نيز از ديد آقايان روحاني خوب كسي است كه در كاخ ها و منازل اشرافي زندگي كند ، پاي سفره هاي رنگين برخي ها باشد و در يك كلام شأن روحانيت يعني سكوت در مقابل هر گونه فساد و بي عدالتي. آري اين چنين است برادر...
3- علي رغم اظهارات دروغ و غير واقع از سوي برخي مقامات رسمي و غير رسمي در جهت ذبح مطالبات عدالتخواهانه دانشجويان و فعاليت هاي مجمع دانشجويي مطالبه آرمانهاي انقلاب اسلامي ، ضمن تكذيب شايعه وابستگي دانشجويان عدالتخواه و اعضاي اين مجمع به فرد يا گروهي خاص اعلام مي دارد كه هيچ عقد اخوتي ميان دانشجويان با ساير افراد از هر سنخ و مسلكي ، وجود ندارد، نداشته و نخواهد داشت .

به عنوان مثال به نظر ما ادعاي آقاي عبدالله شهبازي در رساله اخير خويش مبني بر ارتباط فردي معلوم الحال و معلوم السابقه با نام حسين ثابت با يكي از فرزندان امام جمعه شيراز بدون ذكر مهره اصلي ورود اين فرد و جريان پشت پرده آن به جريانات كلان سرمايه گذاري در فارس نوعي عدالتخواهي جهت دار است كه به هيچ وجه قابل قبول نيست. محمد ابراهيم انصاري لاري استاندار سابق فارس در اين داستان نقش اصلي ورود ثابت و دوستانش را به فارس بازي مي كرد به طوري كه حتي از در اختيار قرار دادن امكانات بيت المال مسلمين به اين افراد دريغ نمي كرد. شهبازي در رساله اخير خويش نه تنها نامي از انصاري لاري در اين جريان و ساير جريانات مشابه نمي برد بلكه در وبگاه خويش به صراحت از وي حمايت ، تمجيد و تعريف مي كند. همچنين وارد كردن اتهام به برخي افراد بدون ارائه مدرك از ديگر مواردي است كه غير قابل توجيه و قبول است.
بديهي است بسياري از افراد سودجو كه منافع خود را در خطر ديده و توسط جرياني ضد عدالت در كشور هدايت مي شوند سعي دارند با زير سئوال بردن استقلال دانشجويان عدالتخواه موج عدالتخواهي ولايت مدار را با تهمت هايي ناروا و برچسب هايي چون نفاق و تندروي از ميدان به در كنند اما «حاشا كه بسيجي ميدان را خالي كند».
اينك از آنجا كه تفكر اصيل عدالتخواهي اسلامي و شيعي با توجه با فرامين ائمه معصوم در نظر به ما قال و عدم توجه به من قال است سخنان برخي افراد را در مورد مفاسد اقتصادي با خود ايشان و عملشان متفاوت مي بينيم فلذا به جد خواستاريم كه حقيقت سخنان ايشان روشن شده و در صورت اثبات برخورد جدي از سوي دستگاه قضايي با متخلفين در هر لباس و مقامي صورت گيرد.
4- بحث رفع تبعيض ها، بي عدالتي ها ، زورگويي ها و وقاحت خطاكاران دغدغه اصلي دانشجويان است. بار ديگر كارگزاران نظام را به عمل گرايي انقلابي و خروج از سستي و انفعال دعوت مي نماييم . در اين راه طعن طاعنان و سرزنش فرو مايگان تأثيري نخواهد داشت.گفتمان انقلاب اسلامي گفتمان ناظر به حقايق است و به زمان و مكان رنگ و بوي الهي مي دهد و واقعيت هاي جديدي را در پرتو آن حقايق خلق مي نمايد و آقاياني كه به بهانه مصلحت هاي خودساخته دست از آرمانهاي اصيل انقلاب شسته اند و با تساهل و تسامح ناشي از كج فهمي ها و نا فهمي ها و تنبلي و راحت طلبي طي طريق مي نمايند و آرمانخواهي و عدالت طلبي را مفاهيمي انتزاعي و دغدغه هايي فانتزي مي دانند بايد به گفتمان اصيل انقلاب اسلامي روي آورند و يا آنكه مرز خود را با انقلاب و آرمانهاي ارزشمند آن و خون شهدا و ولايت و امام و رهبري مشخص كنند. اين مرزها ، مرزبين محرم و نامحرمان انقلاب است كه بايد پررنگ شود.

«پسر حنيف ، بدان كه هر مأمومي را امامي است كه به او اقتدا مي كند و از نور علمش بهره مي برد.آگاه باش امام شما از تمام دنيايش به دو جامه ي كهنه و از خوراكش به دو قرص نان قناعت نموده.بدانيد كه شما تن دادن به چنين روش را قدرت نداريد ولي مرا با ورع و كوشش و عبادت و پاكدامني و درستي ياري كنيد.» (قسمتي از نامه اميرالمؤمنين (ع) به والي بصره عثمان بن حنيف انصاري)
لذا ايها الكارگزاران و مسئولين جمهوري اسلامي!
پيشواي خود را مشخص كنيد. كدام سوي مرز ايستاده ايد؟

والسلام علي من اتبع الهدي
1-بسیج دانشجویی دانشکده علوم انسانی دانشگاه آزاد اسلامی شیراز

2- انجمن اسلامی دانشجویان مستقل دانشگاه شیراز

3-مجمع دانشجویی مطالبه آرمان های انقلاب اسلامی

4- ستاد یادواره شهدای دانشجوی دانشگاه شیراز

5-مجمع دانشجویان عدالتخواه شیراز

منبع: عدالتخواهی
+ نوشته شده در  چهارشنبه نهم مرداد 1387ساعت 12:26  توسط جمعي از دانشجويان عدالتخواه  | 

پس ازهفت روز بی اطلاعی از وضعیت طلبه انقلابی سیرجانی که توسط اداره اطلاعات به دلیل اقدام علیه امینت کشور(!) در زندان به سر می برد ظهر پنج شنبه اجازه تماس با اطرافیان به ایشان داده شد.

به گزارش عدالتخواهی، حجه الاسلام جهانشاهی با بیان این مطلب که به وی گفته شده که در صورت برگشتن وی به سیرجان حاضر به آزادی فوری وی هستند، گفت: در صورت آزادی از همان محلی که دستگیر شده، به مسیرش ادامه می دهد و اگر سالها در زندان بماند و سپس آزاد شود بازهم مسیر را ادامه می دهد.

ایشان به مسئولان زندان شرط عدم ادامه راهش را حضور یکی از مسئولین قوه قضاییه جهت مذاکره در همان مسجد محل دستگیریش اعلام کرده است.

یادآور می شود وی هم اکنون در زندان ویژه طلاب شیراز، به سر می برد و اعلام کرده است تا آخر در مسیری که آغاز کرده است در مبارزه با مفاسد اقتصادی و زمین خواری و دفاع از حق مردم به پیگیری مطالبات رهبری ادامه خواهد داد.

آخرین خبر حاکی است که طلاب اصفهان در روزهای آتی حرکت خود را در راهپیمایی اعتراضی نسبت به عملکرد قوه قضاییه در مبارزه با مفاسد اقتصادی به صورت دسته جمعی و با پای پیاده مسیر و راه طلبه سیرجانی را ادامه خواهند داد.

 
   
+ نوشته شده در  چهارشنبه نهم مرداد 1387ساعت 12:25  توسط جمعي از دانشجويان عدالتخواه  | 

روحانيت راستين اسلام و تشيع جز اين انتظارى‏ نمى‏رود كه در دعوت به حق و راه خونين مبارزه مردم، خود اولين قربانيها را بدهد و مُهر ختام دفترش شهادت‏ باشد... صدها سال است كه روحانيت اسلام تكيه گاه محرومان بوده است، هميشه مستضعفان از كوثر زلال معرفت فقهاى بزرگوار سيراب شده‏اند... آنان در هر عصرى از اعصار براى دفاع از مقدسات دينى و ميهنى خود مرارتها و تلخيهايى متحمل شده‏اند و همراه با تحمل اسارتها و تبعيدها، زندانها و اذيت و آزارها و زخم زبانها، شهداى گرانقدرى را به پيشگاه مقدس حق تقديم نموده‏اند.
روحانيت متعهد، به خون سرمايه داران زالو صفت تشنه است و هرگز با آنان سرآشتى نداشته و نخواهد داشت... هرگز زير بار منت و ذلت نرفته‏اند
خصوصيات بزرگى چون قناعت و شجاعت و صبر و زهد و طلب علم و عدم وابستگى به قدرتها و مهمتر از همه احساس مسئوليت در برابر توده‏ها، روحانيت را زنده و پايدار و محبوب ساخته روحانيون وابسته و مقدس نما و تحجرگرا هم كم نبودند و نيستند... خطر تحجرگرايان و مقدس نمايان احمق در حوزه‏هاى علميه كم نيست.
اولين و مهمترين حركت، القاى شعار جدايى دين از سياست است... كه دخالت در سياست دون شأن فقيه و ورود در معركه سياسيون تهمت وابستگى به اجانب را به همراه مى‏آورد.
خون دلى كه پدر پيرتان از اين دسته متحجر خورده است هرگز از فشارها و سختيهاى ديگران نخورده است. وقتى شعار جدايى دين از سياست جا افتاد و فقاهت در منطق ناآگاهان غرق شدن در احكام فردى و عبادى شد... عالم سيّاس و روحانى كاردان و زيرك، كاسه‏اى زير نيم كاسه داشت. و اين از مسائل رايج حوزه‏ها بود كه هركس كج راه مى‏رفت متدينتر بود. البته هنوز حوزه‏ها به هر دو تفكر آميخته‏اند و بايد مراقب بود كه تفكر جدايى دين از سياست از لايه‏هاى تفكر اهل جمود به طلاب جوان سرايت نکند.
هركس صد در صد معتقد به مبارزه نبود زير فشارها و تهديدهاى مقدس نماها از ميدان به در مى‏رفت؛.. علما و روحانيت متعهد سينه را براى مقابله با هر تير زهرآگينى كه به طرف اسلام شليك مى‏شد آماده نمودند و به مسلخ عشق آمدند.
جنگ ما جنگ حق و باطل بود و تمام شدنى نيست، جنگ ما جنگ فقر و غنا بود، جنگ ما جنگ ايمان و رذالت بود و اين جنگ از آدم تا ختم زندگى وجود دارد... أخير در رسيدن به همه اهداف دليل نمى‏شود كه ما از اصول خود عدول كنيم. همه ما مأمور به اداى تكليف و وظيفه‏ايم نه مأمور به نتيجه.
اگر روحانيون طرفدار اسلام ناب و انقلاب دير بجنبند ابرقدرتها و نوكرانشان مسائل را به نفع خود خاتمه مى‏دهند... مجتهد بايد به مسائل زمان خود احاطه داشته باشد. براى مردم و جوانان و حتى عوام هم قابل قبول نيست كه مرجع و مجتهدش بگويد من در مسائل سياسى اظهارنظر نمى‏كنم... درك موقعيت و نقاط قوّت و ضعف دو قطب سرمايه دارى و كمونيزم كه در حقيقت استراتژى حكومت بر جهان را ترسيم مى‏كنند، از ويژگيهاى يك مجتهد جامع است.
مادامى كه فقه در كتابها و سينه علما مستور بماند، ضررى متوجه جهانخواران نيست و روحانيت تا در همه مسائل و مشكلات حضور فعال نداشته باشد، نمى‏تواند درك كند كه اجتهاد مصطلح براى اداره جامعه كافى نيست. حوزه‏ها و روحانيت بايد... همواره چند قدم جلوتر از حوادث، مهياى عكس العمل مناسب باشند..
پس از گذشت 20 سال از پیام منشور روحانیت حضرت روح الله و تکرار بندهای کوبنده آن علیه روحانیت مقدس مآب و متحجر و تاکید بر فریاد بر سر ثروتمندان زالو صفت و بازستانی حقوق مظلومان در بیانیه ها و نامه ها و...... ، گذر ایام برگی از تاریخ را رقم می زند که طلبه عدالتخواه سیرجانی در حالی که جهت رساندن ندای مظلومان به گوش مسئولین و بازستانی حقوق پابرهنگان و مطالبه برخورد با زمین خواران و باندهای قدرت و ثروت دولتی در استان کرمان، در روز شهادت یگانه بانوی عالم حضرت زهرا (س) و به نشانه اعتراض اقدام به پیاده روی اعتراض آمیز مسیر سیرجان تهران نمود ، از سوی نیروهای امنیتی و به حکم دادگاه ویژه روحانیت که این رفتار وی را مغایر با شان روحانیت دانسته اند بازداشت شده است.....
نشریات دانشجویی عدالتخواه ضمن اعلام انزجار خود از چنین مغایرت های فاحش با اصول اولیه انقلاب و اسلام ناب در عملکرد دستگاه قضایی و دادگاه ویژه روحانیت و ابراز تاسف از وجود چنین لکه های ننگی بر دستگاه قضایی کشور در مبارزه با منادیان مبارزه با مفاسد اقتصادی به جای برخورد با مفسدین اقتصادی ،این بار و بدور از تمامی محکومیتها و هیاهوهای سیاسی اقدام به بازخوانی قسمت های اصلی کلام حضرت روح الله در پیام منشور روحانیت نموده است و با خطاب قرار دادن مراجع تقلید و علمای اسلام و روحانیت متعهد و انقلابی و آشنا با دردهای جامعه مستضعفین و اصول اسلام ناب محمدی ، امید آن دارد که با بیداری این قشر انقلابی که به تابیر حضر امام باید همواره چند قدم جلوتر از جامعه خود باشند ، دوشادوش این نهاد انقلابی اقدام به جهاد فی سبیل الله جهت بازخوانی و بازسازی اصول انقلاب در تمامی ارکان نظام اسلامی پرداخته و با تمامی مظاهر ظلم و فساد و رانت خواری قاطعانه و بدون هر گونه تبعیض برخورد اسلامی و انقلابی نمایند ان شاالله
نشریات دانشجویی عدالتخواه که تا کنون اعلام آمادگی نموده اند

مستضعفين( دانشجويان عدالتخواه دانشگاه بوعلي سينا همدان)
وارثين( دانشجويان عدالتخواه دانشگاه بوعلي سينا همدان)
خيزش(ارگان مجمع دانشجويان حزب الله دانشگاه علم و صنعت ايران)
قيام (مجمع دانشجويان عدالتخواه دانشگاه صنعتي اصفهان(آرمان))
مستضعفين (ارگان مجمع دانشجويان عدالتخواه دانشگاه صنعتي شريف)
پيام وصال (ارگان تشکل وصال دانشگاه آزاد اسلامي واحد شيراز)
آفتاب نيمه شب (ارگان کانون قرآن و عترت دانشگاه صنعتي شاهرود)
جريان دانشگاه صنعتي امير کبير
خيزش دانشگاه صنعتي اصفهان
مستضعفين دانشگاه تهران
نيش خند دانشگاه صنعتي شريف
بازگشت دانشگاه تهران
خيزش هفته دانشگاه علم و صنعت
انقلاب سوم دانشگاه صنعتي شاهرود
سوخته دانشگاه صنعتي شاهرود
شمارش معکوس دانشگاه فردوسي مشهد
بي داد دانشگاه صنعتي شاهرود
جريان دانشگاه علم و صنعت

منبع: عدالتخواهی
+ نوشته شده در  چهارشنبه نهم مرداد 1387ساعت 12:23  توسط جمعي از دانشجويان عدالتخواه  | 

مجمع مطالبه مردمي مشهد مقدس در اعتراض به دستگيري حجت‌الاسلام جهان‌شاهي (روحاني عدالت‌خواه سيرجاني) در بيانيه‌اي بخش‌هایی از پیام تاریخی امام خمینی (ره) به روحانیت (معروف به منشور روحانيت) را منشتر كرد. اين بيانيه در نماز جمعه روز گذشته مشهد توزيع شد:


بسمه العادل

در اعتراض به دستگیری مجدد طلبه آرمان خواه سیرجانی، حجت الاسلام جهانشاهی؛

یادآوری قسمت هایی از پیام تاریخی امام خمینی (ره) به روحانیت...

«آن چیزی که روحانیون هرگز نباید از آن عدول کنند و نباید با تبلیغات دیگران از میدان به در روند حمایت از محرومین و پا برهنه ها ست. چرا که هر کسی از آن عدول کند از عدالت اجتماعی اسلام عدول کرده است.» (امام خميني (ره))

جهانشاهی روحانی متعلق به خانوده شهید و امام جماعت یکی از مساجد شهر سیرجان است که چند سالی است در جهت اعتراض به زمین‌خواری‌های گسترده در این شهر، در راستای اقامه عدل و مبارزه با فساد و دفاع از حقوق مظلومین دست به اعتراض زده است که به همین خاطر و به جرم بر هم زدن نظم و... با حکم دادگاه ویژه روحانیت امسال مدت 50 روز را در زندان گذراند.
پس از آزادی از زندان مجددا به مسوولین شهر اعلام نمود، این بار اگر پاسخ گوی مسائل مربوطه نباشند پای پیاده به سمت تهران حرکت خواهد کرد تا اعتراض خود را بیان نماید. او به مدت چندین روز فاصله طولانی ای را با پای پیاه همراه مشقات و تهدیدها و... و نیز بیماری ناشی از سفر طی نمود تا اینکه دیروز 5 شنبه مورخ 20/4/87 در شهر آباده استان فارس با حکم دادگاه ویژه روحانیت توسط نیروهای امنیتی مجددا دستگیر شد...


صدها سال است كه روحانيت اسلام تكيه گاه محرومان بوده است، هميشه مستضعفان از كوثر زلال معرفت فقهاي بزرگوار سيراب شده‌اند. از مجاهدات علمي و فرهنگي آنان كه به حق از جهاتي افضل از دماء شهيدان است كه بگذريم، آنان در هر عصري از اعصار براي دفاع از مقدسات ديني و ميهني خود مرارت‌ها و تلخي‌هايي متحمل شده‌اند و همراه با تحمل اسارت‌ها و تبعيدها، زندانها و اذيت و آزارها و زخم زبان‌ها، شهداي گرانقدري را به پيشگاه مقدس حق تقديم نموده‌اند.

علماي اصيل اسلام هرگز زير بار سرمایه‌داران و پول‌پرستان و خوانين نرفته‌اند و همواره اين شرافت را براي خود حفظ کرده‌اند و اين ظلم فاحشي است كه كسي بگويد دست روحانيت اصيل طرفدار اسلام ناب محمدي با سرمایه‌داران در يك كاسه است و خداوند كساني را كه اين گونه تبليغ كرده و يا چنين فكر مي كنند، نمي بخشد. روحانيت متعهد، به خون سرمایه‌داران زالوصف تشنه است و هرگز با آنان سر آشتي نداشته و نخواهد داشت. آنها با زهد و تقوا و رياضت درس خوانده اند و پس از كسب مقامات علمي و معنوي نيز به همان شيوه زاهدانه و با فقر و تهيدستي و عدم تعلق به تجملات دنيا زندگي کرده‌اند و هرگز زير بار منت و ذلت نرفته‌اند.

امروز عده اي با ژست تقدس مابي چنان تيشه به ريشه دين و انقلاب و نظام مي زنند كه گويي وظيفه اي غير از اين ندارند، خطر تحجرگرايان و مقدس‌نمايان احمق در حوزه‌هاي علميه كم نيست. طلاب عزيز لحظه اي از فكر اين مارهاي خوش خط و خال كوتاهي نكنند، اينها مروج اسلام آمريكاييند و دشمن رسول الله. آيا در مقابل اين افعي‌ها نبايد اتحاد طلاب عزيز حفظ شود؟ استكبار وقتي كه از نابودي مطلق روحانيت و حوزه‌ها مايوس شد، دو راه را براي ضريه زدن انتخاب نمود : يكي راه ارعاب و زور ديگري راه خدعه و نفوذ. در قرن معاصر وقتي حربه ارعاب و تهديد چندان كارگر نشد، راه‌هاي نفوذ تقويت گرديد.


اولين و مهمترين حركت، القاي شعار جدايي دين از سياست است كه متاسفانه اين حربه در حوزه و روحانيت تا اندازه اي كارگر شده است تا جايي كه دخالت در سياست دون شان فقيه و ورود در معركه سياسيون تهمت وابستگي به اجانب را به همراه مي‌آورد. يقيناً‌ روحانيون مجاهد از نفوذ بيشتر زخم برداشته‌اند. گمان نكنيد كه تهمت وابستگي و افتراء بي ديني را تنها اغيار به روحانيت زده است، هرگز! ضربات روحانيت ناآگاه و آگاه وابسته به مراتب كاري تر از اغيار بوده و هست. در شروع مبارزات اسلامي اگر مي خواستي بگويي شاه خائن است، بلافاصله جواب مي‌شنيدي كه شاه شيعه است ! عده اي مقدس‌نماي واپسگرا همه چيز را حرام مي دانستند و هيچ كس قدرت اين را نداشت كه در مقابل آنها قد علم كند. خون دلي كه پدر پيرتان از اين دسته متحجر خورده است. هرگز از فشارها و سختي‌هاي ديگران نخورده است. وقتي شعار جدايي دين از سياست جا افتاد و فقاهت در منطق ناآگاهان غرق شدن در احكام فردي و عبادي شد و قهراً فقيه هم مجاز نبود كه از اين دايره و حصار بيرون رود و در سياست و حكومت دخالت نمايد، حماقت روحاني در معاشرت با مردم فضيلت شد. به زعم بعض افراد، روحانيت زماني قابل احترام و تكريم بود كه حماقت از سراپاي وجودش ببارد والا عالم سياس و روحاني كاردان زيرك، كاسه اي زير نيم كاسه داشت. واين از مسايل رايج حوزه‌ها بود كه هر كس كج راه مي رفت متدين تر بود.

البته هنوز حوزه‌ها به هر دو تفكر آميخته اند و بايد مراقب بود كه تفكر جدايي دين از سياست از لايه‌هاي تفكر اهل جمود به طلاب جوان سرايت نکند و يكي از مسايلي كه بايد براي طلاب جوان ترسيم شود، همين قضيه است كه چگونه در دوران وانفساي نفوذ مقدسين نافهم و ساده لوحان بي سواد، عده اي كمر همت بسته اند و براي نجات اسلام و حوزه و روحانيت از جان و آبرو سرمايه گذاشته اند.

اگر روحانيون طرفدار اسلام ناب و انقلاب دير بجنبند ابر قدرت‌ها و نوكرانشان مسايل را به نفع خود خاتمه مي دهند. جامعه مدرسين بايد طلاب عزيز انقلابي و زحمت كشيده و كتك خورده و جبهه رفته را از خود بدانند. حتما با آنان جلسه بگذارند و از طرح‌ها و نظريات آنان استقبال نمايند و طلاب انقلابي هم مدرسين عزيز طرفدار انقلاب را محترم بشمارند و با ديده احترام به آنان بنگرند و در مقابل طيف بي عرضه و فرصت طلب و نق بزن يد واحده باشند و خود را براي ايثار و شهادت در راه هدايت مردم آماده تر كنند، حال جامعه و مردم طالب حقيقت باشند مثل زمان ما كه حقا مردم بيشتر از آنچه كه ما فكر مي كنيم وفادار به روحانيت بوده و خواهند بود ـ يا نباشند مثل زمان معصومين عليهم‌السلام-. اما مردم شريف ايران توجه داشته باشند كه نوعا تبليغاتي كه عليه روحانيت انجام مي پذيرد به منظور نابودي روحانيت انقلاب است، ايادي شيطان در تنگنا و سختي‌ها به سراغ مردم مي روند كه بگويند روحانيت مسبب مشكلات و نارسايي‌هاست : آنها هم كدام روحاني، روحاني بي درد و بي مسئوليت؟ نه! بلكه روحانيتي كه در همه حوادث جلوتر از ديگران در معرض خطر بوده است.

مجمع مطالبه مردمی مشهد مقدس
جمعه 21/4/1387

 
 
+ نوشته شده در  چهارشنبه نهم مرداد 1387ساعت 12:21  توسط جمعي از دانشجويان عدالتخواه  | 

لولا حضور الحاضر و قیام الحجه بوجود الناصر ، و ما اخذ الله علی العلما ان لا یقاروا علی کظة ظالم و لا سغب مظلوم لا لقیت حبلها علی غاربها
امام علی (علیه السلام)

روحانی آرمان‌خواه سیرجانی -حجه السلام جهانشاهی- برای وفای به عهد خدا از عالمان دین برای عدم سکوت مقابل بی‌عدالتی‌های زمانه، اقدام به سوال از مسئولین درمورد پيگيري مفاسد اقتصادی و زمین‌خواری در شهر سیرجان نموده و با پایان ضرب العجل ایشان و فرار مسئولین از پاسخ‌گویی برای اطاعت از فرمان مقام معظم رهبري در مطالبه عدالت و حمایت از مردم محروم و مستضعف و رساندن صدای آنان به مسئولین كشور از سیرجان پای پیاده به سمت تهران حرکت کرده است؛ حرکتی که از سویی با حمایت مردم، طلاب و دانشجویان انقلابی، و از سوی دیگر با تطمیع و تهدید از جانب بعضی مسئولین و کارشکنی و مزاحمتهای مداوم در طول مسیر ایشان همراه شده است. در آخرین گام ماموران امنیتی صبح روز پنجشنبه با حکم داداگاه ویژه روحانیت استان فارس با خلاف شان روحانیت خواندن!!! حرکت ایشان، جلوی ادامه حرکت ایشان را گرفته و سپس در هنگام ادای فریضه نماز اقدام به دستگیری ایشان نموده اند.
عجیب نیست! چرا که پیر جماران تفاوت روحانیت و علمای متعهد اسلام با روحانی نماها را در این دانستند که علمای مبارز اسلام همیشه هدف تیرهای زهرآگین و روحانی‌نماها در کنف حمایت زرپرستان دنیاطلب، مروج باطل یا ثناگویی ظلم و موید آنان بوده‌اند. جای تعجب آن‌جاست که دادگاه ویژه روحانیت که قرار است جلوی انحراف روحانیت از اسلام ناب را بگیرد، خود مقابل عدالتخواهی روحانیت - وظیفه‌ی همیشگی اين قشر به فرموده امام راحل- را گرفته است که به فرموده ایشان:«آن چیزی که روحانیون هرگز نباید از آن عدول کنند و نباید با تبلیغات دیگران از میدان به در روند حمایت از محرومین و پابرهنه هاست. چرا که هر کسی از آن عدول کند از عدالت اجتماعی اسلام عدول کرده است.» چگونه است که مسئولین به سبک فضای تحجر پیش از انقلاب در حوزه (به فرموده امام(ره)) که جهاد و دخالت در سیاست را دون‌شان روحانیت و خلاف عدال او می‌دانستند؛ عدالت‌خواهی یک روحانی را خلاف شان روحانیت دانسته اند؟ دادگاه ویژه روحانیت که تا امروز حاضر نشده است دلیل دستگیر سال گذشته، شاکيان و حكم ایشان را که به صورت مکرر در نامه‌های دانشجویی مطالبه شده را پاسخ دهد؛ در این سال‌ها با چند هم لباس ایشان که فساد اقتصادی داشته اند و یا خلاف فرمایش صریح مقام عظمای ولایت به وحدت اسلامی حمله کرده‌اند برخورد کرده است؟ چگونه است که انجمن حجتیه‌ای‌های مخالف وحدت اسلامی و حکومت اسلامی خلاف زی روحانی و ملاهای کثیف درباری - به تعبیر حضرت امام (ره) - خلاف شان روحانیت نیستند و عدالت‌خواهی یک روحانی ولایت‌مدار مخالف زی روحانیت به حساب می‌آید؟
برخورد با طلبه سیرجانی عجیب نیست چرا که به فرموده امام امت در پیام استقامت «روحانیون مبارز و متعهد به اسلام در طول تاریخ و در سخت ترین شرایط همواره با دلی پر امید و قلبی سرشار از عشق و محبت به تعلیم و تربیت و هدایت نسل‌ها همت گماشته‌اند و سپر بلای مردم بوده‌اند، بر بالای دار رفته‌اند و محرومیت‌ها چشیده‌اند، زندان‌ها رفته و اسارت‌ها و تبعیدها دیده‌اند.»
بر اين اساس جنبش عدالتخواه دانشجویی هم‌گام با سایر دانشجویان، طلاب و مردم انقلابی و عدالت‌خواه که از آغاز حرکت عدالتخواهاهنه طلبه سیرجانی از اوحمایت کرده‌اند، ضمن حمایت مجدد از حرکت انقلابی این روحانی ولایت‌مدار و عالم وظیفه شناس مقابله با عدالتخواهی روحانیت را فتنه مخالفین خط امام و رهبری و نقشه استعماری برای از صحنه به در کردن روحانیت دانسته و در صورت عدم رفع مزاحمت از ایشان اقدامات خود در حمایت از ایشان را وارد مرحله جدی‌تری خواهد کرد.
به جاست مسئولین به جای برخورد حذفی با منتقدان درون گفتمان انقلابی با پاسخ گویی اقدام کرده و فضا را برای حضور عناصر کجسلیقه، فرصت طلب و منتقدینی که از اساس مخالف گفتمان انقلاب اسلامی هستند مهیا ننمایند.
بدیهی است طلاب و دانشجویان عدالتخواه و انقلابی عدول از خط انقلاب و ولایت را تحمل ننموده و در صورت مسامحه مسئولین که به تعبیر مقام عظمای ولایت در فرمان 8 ماده­ای به سران قوا نوعی همدستی با فاسدان و مفسدان است به وظیفه انقلابی خویش عمل خواهند کرد.
والسلام علي من اتبع الهدي

منبع: عدالتخواهی
+ نوشته شده در  چهارشنبه نهم مرداد 1387ساعت 12:20  توسط جمعي از دانشجويان عدالتخواه  |